کاروان کربلا 

پس از آنکه امام حسین علیه السلام به همراه ۷۲ تن از یارانش در صحرای کربلا به شهادت رسیدند، عمر سعد لعنت الله علیه اهل بیت آن حضرت را همراه با سرهای شهدای کربلا در روز یازدهم محرم به سمت کوفه روانه کرد. گفته شده است که اهل حرم بر شتران بدون پوشش و با صورت های باز و همانند اسیران به بدترین و سخت ترین مصیبت ها به اسیری برده شدند. هنگامی که کاروان اسرا در کاخ یزید مستقر شدند، امام سجاد علیه السّلام و عمه بزرگوارش حضرت زینب سلام الله علیها در کاخ یزید سخنرانی کوبنده ای کردند و کوفیان را به خاطر پیمان شکنی سرزنش نمودند و بساط یزیدیان را به کلّی رسوا نمودند.

«ابي مخنف» در مقتل خود می نويسد:«آن گاه ابن زياد سر اباعبدالله و اصحاب او را براي يزيد بن معاويه فرستاد و سپس دستور داد زنان و كودكان حسين ـ عليه السلام ـ را مهياي سفر نموده، غل و زنجير برگردن علي بن حسين ـ عليه السلام ـ نهاده و آنان را به جانب يزيد رهسپار كرد 

در نقل های تاریخی گفته شده که این کاروان هنگامی که به شام رسیدند، سه روز پشت دروازه های شام معطل ماندند تا شهر آذین بندی شود و نزدیک به ۵۰۰ هزار مرد و زن شامی با دف و آلات موسیقی به پیشواز از آنان رفتند. و به خاطر سخنان پرشور و کوبنده امام سجاد و حضرت زینب سلام الله علیهما باعث شد که یزید گناه قتل امام حسین را به ابن زیاد نسبت دهد و در ظاهر او را لعنت کند و اگر چه این کار به خاطر جلب قلوب عامه و حفظ سلطنت و ملک خود بود.

همچنین حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ بعد از واقعه كربلا حدود يك سال و چند ماه زنده بود. «آن بانو بعد از واقعه كربلا و آن محنت و بلا و رنج شام چندان بگريست تا گيسوانش سفيد گرديد و دائم الحزن زيست تا به ديگر سراي رخت كشيد» به علت آگاهي بخشي بازماندگان كم كم افكار عمومي جامعه بيدار واز اين عمل وحشيانه بيزار گرديد و زمينه براي قيام توابين وبعد از آن قيام مختار آماده گشت.

سیره شناسی

درباره سیره ائمه اطهار علیهم السّلام کتاب های زیادی در طول تاریخ نوشته شده است.  در این نوشته سعی بر آن داریم که به نمونه هایی از بهترین این کتاب ها که منابع معتبر و کاملی در مورد زندگی اجتماعی ائمه معصومین علیهم السلام می باشد، خدمت شما عزیزان معرفی نماییم.

*کتاب نخستین، کتاب «الارشاد في معرفة حجج ا... علي العباد» نوشتة مرحوم شيخ مفيد (ره)  می باشد. این کتاب نکات کامل و جامعی پیرامون زندگانی و سیره ی معصومین سلام الله علیهم دارد. از جمله نقاط قوّت این کتاب این است که نگارش این کتاب در اواخر قرن چهارم بوده است که از اعتبار و ارزشمندی این کتاب می افزاید.

* کتاب دوّم، کتاب منتهی الامال می باشد که توسط شیخ عباس قمی نوشته شده است. این کتاب نیز به قلم روان و ساده نوشته شده و معارف زیادی در این کتاب درباره زندگانی معصومین علیهم السّلام وجود دارد که می تواند منبع خوبی برای محقّقین باشد.

* کتاب سوّم، كتاب «سيرة پيشوايان» نوشتة مهدی پيشوايي می باشد. این کتاب در حال حاضر در سطح مدارس حوزة علميّه تدريس مي‌شود و يك تاريخ تحليلي از وقايع زندگي امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ است كه بسيار سودمند و مفيد خواهد بود.

داستان سوره ی دهر مبنی بر بخشدن غذا به یتیم در جه روز هایی از سال اتفاق افتاده است؟

داستان نذر حضرت علی علیه السّلام و حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و دادن غذای خودشان به مسکین و یتیم و اسیر، در سوره انسان بیان شده است. برای این سوره نام های متعدّدی بیان شده است که مشهورترین آنها انسان، دهر و هل أتی می باشد. درباره سوال باید بدانیم که آنچه مهم است این می باشد که آن بزرگواران به نذر خود وفا کردند و غذای خودشان را به یتیم و اسیر و مسکین بخشیده اند. امّا هیچ یک از منابع تفسیری و تاریخی روزهای اتّفاق این واقعه را بیان نکردند که چه روزهایی بوده است چرا که خود روزها مدخلیّت و اهمیّت خاصّی در این امور ندارند بلکه همان نذر و عمل به آن است که از اهمیّت برخوردار می باشد.

واقعه از این قرار است که امام حسن و امام حسین علیهما السّلام بیمار شدند و رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم به عیادت آن دو آمدند و به حضرت علی علیه السّلام فرمودند: چه نیکوست برای شفای فرزندان خود نذر کنید. حضرت علی علیه السّلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها نذرکردند که اگر آنان شفا یابند سه روز روزه بگیرند. پس ازآن چیزی نگذشت که هر دوی آن بزرگواران از مریضی بهبود یافتند و بلا فاصله علي عليه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها در صدد بر آمدند به نذر خود عمل نمايند و در حقيقت اين جريان سندي بزرگ بر فضيلت اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است.

منبع: آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371ش، چاپ دهم، ج25، ص 343.

امام حسین علیه السلام و بیعت با یزید

پس از آنکه امام حسین علیه السّلام به امامت جامعه مسلمین رسید، یزید به دنبال این بود که با بزرگان اسلام از جمله امام حسین علیه السّلام پیمان و عهد حکومت خود را بگیرد و از این طریق مخالفان حکومت خود را سرکوب نماید. به همین خاطر سخت به دنبال این بود تا از امام حسین علیه السلام این بیعت را بگیرد و حتی یزید می خواست که اگر موفق به گرفتن بیعت نامه از امام حسین نشد، ایشان را به شهادت برسانند و از این طریق مخالفان خود را از سر راه بردارد.  به دنبال همین موضوع هنگامی که امام حسین علیه السّلام از قصد شوم یزید با خبر شد، به شدت با حکومت او و بیعتی که میخواست از آن حضرت بگیرد، مخالفت نمود و در همان هنگام شروع به جمع آوری سپاه خود برای مبارزه و قیام علیه ظلم و ستم نمود.

 از همین روی امام حسین علیه السّلام در روز یکشنبه ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری شبانه از مدینه خارج شد و حدود شش روز بعد یعنی سوم شعبان به مکه وارد شد. آن حضرت تا هشتم ذی حجه در مکه ماند و اعمال مربوط به حج را به جا آورد و بعد از آن عازم سرزمین کربلا شد و سپس سال ۶۱ در سرزمین دور از آب کربلا خیمه های خود را به پا نمود و در نهایت در روز دهم محرم سال ۶۱ به همراه یاران با وفای خود به شهادت رسید

کدامیک از معصومین علیهم السلام در قبرستان بقیع مدفون می باشند؟

درباره مدفن ائمه اطهار علیهم السلام باید بدانیم که محل زندگی و دفن آن بزرگواران در کشور عربستان و عراق امروزی می‌باشد مگر امام هشتم امام رضا علیه السّلام که به خاطر اتفاقاتی که در دوران زندگی ایشان و موضوع ولایتعهدی اتفاق افتاد، ناچار به ترک وطن و سفر به ایران شد و در شهر مشهد ساکن شد که در همان شهر به شهادت رسید و همانجا مدفون گردید. در این میان چهار تن از معصومین علیهم السلام در قبرستان بقیع مدفون می باشند که عبارت اند از امام حسن علیه السّلام، امام سجاد علیه السّلام، امام محمّد باقر و امام صادق علیهما السلام. امام حسن علیه السّلام در سال ۵۰ هجری و با توطئه ای که معاویه علیه ایشان انجام داد، در سن ۴۸ سالگی و بر اثر مسمومیت به شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع دفن شدند. امام سجاد علیه السلام نیز در سال ۹۴ و یا ۹۵ به شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شدند. امام پنجم شیعیان امام محمّد باقر علیه السلام نیز در شهر مدینه به شهادت رسیدند و در کنار قبر پدر و جدش به خاک سپرده شدند و همچنین پيشواي ششم شيعيان امام جعفر، كنيه‌اش «ابوعبدالله»، لقبش صادق در سن 65 سالگي در سال 148 هجري بر اثر زهري كه مزدوران منصور دوانيقي به او خوراندند، به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع كنار پدر و اجدادش به خاك سپرده شد

حضور صحابه در صحرای کربلا

از دیدگاه اهل سنّت صحابه به کسانی گفته می شود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیدند و یا از آن حضرت حدیث نقل نموده اند. این تعریف در نزد شیعیان قابل قبول نمی باشد و از دیدگاه آنان صحابه کسانی می باشد که نه تنها به پیامبر ایمان آوردند، بلکه پس از پیامبر نیز بر ایمان خود و بر عهدی که بسته بودند وفادار ماندند. قیام امام حسین علیه السلام در حالی رقم خورد که بسیاری از افرادی که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیده بودند و از نزدیک با فعالیت های آن حضرت آشنایی داشتند، پشت نوه ی رسول خدا را خالی کردند و ایشان را تنها گذاشتند. ولی با این حال برخی از صحابه  که از قیام مطلع شدند، همراه با امام شدند و در صحرای کربلا حضور پیدا کردند. در هر صورت حرکت امام حسین علیه السلام یک نهضت خاص و با نیروهای خاص بود و در میان عرب چنین نهضت و قیامی سابقه نداشت. به همین خاطر عده انگشت‌شماری از صحابه در قیام سیدالشهدا حضور پیدا کردند که اسامی آنان عبارت است از: 1. ابن حارث کاهلی 2. حبیب بن مظاهر 3. جون غلام ابوذر 4. مسلم بن اوسجه 5. هانی بن عروه 6. عبدالرحمن بن عبدالرب انصاري خزرجي

شروع جنگ کربلا چگونه بوده است؟

بر اساس آنجه که در کتب تاریخی و مقتل های معتبر نوشته شده است، صحب روز عاشورا شیدالشهدا علیه السلام با مرکب خود( اسب یا شتر) به طرف لشگر عمرسعد رفت و برای آنان خطابه ای ایراد نمود. در این خطابه امام با آنان اتمام حجت نمود. پس از اتمام سخنان حضرت، ایشان به سمت اصحاب خود رفتند و پس از چند دقیقه عمر سعد لعنت الله علیه به سمت اصحاب امام حسین علیه السلام آمد و تیری به سمت آنان پرتاب کرد و به اهل كوفه خطاب كرد كه شما در نزد ابن زياد لعنت الله عليه گواهي دهيد اولين كسي كه تير انداخت و جنگ را شروع كرد من بودم.

 به همین خاطر به طور یقینی شروع جنگ میان امام حسین علیه السلام و سپاه عمرسعد در صبح روز عاشوری اتفاق افتاده است و تا ظهر همان روز جنگ ادامه داشته است و امام علیه السلام نماز ظهر روز عاشورا را با اصحابي كه هنوز شهيد نشده بودند خواندند و بعد از نماز ظهر به جنگ خود ادامه دادند. و با شهادت مولانا امام حسين ـ عليه السلام ـ جنگ به پايان رسيد و سپاه عمرسعد لعنت الله عليه به خيمه گاه زنان و فرزندان امام حمله كردند و آن ها را آتش زدند.

پاورقی:

1. سيد بن طاووس، لهوف، ترجمه محمد طاهر دزفولي، سوگنامه کربلا، انتشارات مؤمنين، چاپ پنجم، 1382ش، ص177.
2. قمي، شيخ عباس ، نفس المهموم، ترجمه آيت الله شعراني، موسسه هجرت، چاپ اول، 1381ش، ص329.

حضرت علی اکبر علیه السلام

حضرت علی اکبر فرزند ارشد سیدالشهدا علیه السلام می باشد و ایشان در اوائل خلافت عثمان به دنیا آمدند و همچنین از جدش امام علی علیه السّلام نیز حدیث نقل نمودند. آن حضرت از آن جهت که بزرگترین فرزند امام حسین بودند، به علی اکبر ملقّب شدند و معروف ترین جمله ای که درباره ایشان شنیده ایم جمله«..... اَشبه الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولك ....»می باشد. در این جمله امام حسین علیه السّلام سه شباهت را درباره ی علی اکبر به پیامبرصلی الله علیه وآله تشبیه می‌نماید. شباهت اوّل شباهت اخلاقی می باشد چرا که حضرت علی اکبر اخلاقی بسیار نیکو و پسندیده داشت و به همین خاطر اوصاف اخلاقی حضرت علی اکبر شباهت کامل با جدش پیامبرصلی الله علیه وآله داشت و به همین خاطر امام حسین علیه السلام این شباهت را در کلام خود بیان می نماید. شباهت دوم از نگاه ظاهر و جسمانی است که از این لحاظ نیز حضرت علی اکبر علیه السّلام شباهت کاملی به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم داشتند. اين شباهت نيز در بين اصحاب پيامبر كه آن جناب را ديده بودند معروف بود و تمام بني هاشم و اصحاب پيامبر كه ياد پيامبر مي افتادند به زيارت علي اكبر مي رفتند چنانكه از عبارت حديث امام حسين اين مطلب روشن مي شود. شباهت سوم مربوط به شباهت در گفتار و کلام می باشد. همان گونه که می دانیم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دارای بیانی فصیح و زیبا بودند و از لحن زیبا و صدای خوشی برخوردار بودند. لذا از اين حيث، حضرت علي اكبر در اين خصوصيات از جدش رسول خدا ارث برده بود و كاملاً شبيه آن حضرت سخن مي گفت.

1. موسوعة كلمات الامام حسين ـ عليه السّلام ـ ، موسسه امام صادق، چاپ اول، 76، ص 610.

چرا شب قدر در بین مسلمانان به طور دقیق معلوم نیست و در آن اختلاف وجود دارد؟

پس از آنکه رسول گرامی اسلام حضرت محمّد صلی الله علیه وآله از دنیا رحلت نمودند، جلمعه ی اسلامی دچار تحوّلات زیادی قرار گرفت و محدودیّت های فراوانی از سوی خلفایی که حاکم می شدند، بر جامعه بوجود آمد. از جمله این اتفاقات این بود که نوشتن حدیث و هم چنین نقل و روایت آن منع شد و هر چه کتاب و نوشته در این باره وجود داشت، از بین برده شد. به دنبال همین تصمیم غلط، باعث شد که بسیاری از آموزه های صحیح شیعه به دست فراموشی سپرده شود و به جای آنان احادیث جعلی و ساختگی وارد شود. همچنین این وضعیّت تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز (99 هجري) ادامه ادامه پیدا کرد و از این دوران به بعد حدیث نگاری و نقل حدیث رواج پیدا کرد اگر چه با این وجود باز هم روایات جعلی به وفور یافت می شد.

در این میان به جوامع حدیثی اهل سنّت ضربه های بیشتری نسبت به شیعیان وارد گشت و خوشبختانه روایات شیعه به خاطر عدم توجّه به این امتناع و همچنین وجود معصومین سلام الله علیهم، از این اتفاقات مصون ماند. به همین خاطر از همان زمان تا به امروز مسائلی میان اهل سنت و شیعیان مورد اختلاف قرار گرفت که از جمله ی این مسائل، تعیین شب قدر می باشد. اصل وجود این شب برای همه ی مسلمانان قطعی و ثابت است ولکن در تعیین شب آن اختلاف واقع شده است.

آیا هروله کردن برخی از افراد در هیئات عزاداری وجهه شرعی دارد؟

 

 هروله نوعی راه رفتن می باشد که متوسط دویدن و راه رفتن معمولی می باشد. در همین زمینه روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده است که حضرت فرمودند:«هرول هرولة هرباً من هواك و تبرأ من حولك و قوتك» (1) براي فرار از هواي نفس هروله كن و خود را از قوت و غرور مبرا كن.

 بنابراین عمل هروله یک عمل مستحبی است که مخصوص مردان است اما در اسلام برای زن هروله کردن جایز نمی باشد و شاید بتوان حکمت این مطلب را اینگونه گفت که با توجه به مخلوط بودن مردان و زنان به هنگام هروله کردن، بانوان زمینه‌ساز تحریک مردان می شوند و تاثیر منفی بر آن فضا حاکم خواهد شد.

 درباره امام حسین علیه السلام شاید منظور این باشد که امام به هنگام رفت و بازگشت به سمت خیمه گاه و قتلگاه به حالت راه رفتن هروله ای بوده است. و اینکه کسی بخواهد بگوید به خاطر هروله رفتن امام حسین علیه السلام در کربلا این عمل در مجالس روضه باید تکرار شود چنین مطلبی در اخبار و روایات وارد نشده است. و البته امروزه در برخي مناطق كشور، مثل كرمانشاه، در ايام عزاداري امام حسين ـ عليه السلام ـ خيمه بر پا مي كنند، قتلگاه درست مي كنند و به صورت تعزيه و عزاداري، بين اين دو محل، به روش هروله رفت و آمد مي كنند.


 نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت، اسرار و معارف حج، تهران، دار الحديث، 1385ش ص191.
4. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1403ق، ج96، ص124.
 

ازدواج امام حسین علیه السلام و شهربانو

درباره ازدواج امام حسین علیه السّلام و شهربانو نظرات و سخنان زیادی بیان شده است. این گونه مشهور است که شهربانو دختر یزدگرد سوّم، آخرین پادشاه ایران بوده است و در زمان خلافت عمر اسیر شد و با امام حسین علیه السّلام ازدواج کرد. و همچنین این بانو مادر امام زین العابدین علیه السّلام می باشد که آن حضرت از ایشان متولّد شد. در این باره نقل شده است که حضرت علی علیه السّلام درباره شهربانو اینگونه به پسرش امام حسین علیه السّلام سفارش کرده است که: از همسرت «شهربانو» خوب محافظت و نگاهداري كن و به او نيكي نما چه اين‌كه در آينده‌اي نزديك براي تو فرزندي خواهد آورد كه بهترين اهل زمين خواهد بود.

درباره اینکه شهربانو در چه سالی به دنیا آمد و این که در چه سنی به همسری امام حسین علیه السّلام درآمد و همچنین اینکه مدّت زمان زندگی آنان چقدر بوده است، نظر ثابت و قاطعی میان مورّخان و محدّثان وجود ندارد. نکته ای که بیشتر مطرح شده است این می باشد که ایشان دختر یزدگرد بوده و این افتخار را داشته است که وصی خدا و زینت عبادت کنندگان از ایشان به دنیا آید. همچنین درباره اینکه در چه تاریخی شهربانو به مدینه انتقال پیدا کرد و به همسری امام حسین علیه السلام درآمد نیز نظرات مختلفی وجود دارد که بهترین آنها این است که در عصر خلافت امام علی علیه السلام این اتفاق افتاده است و این نظر را مفید رحمة الله نیز تایید کرده است.

1. کليني،محمدبن يعقوب، اصول كافي، تحقيق علي اكبر غفاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج2، ص369

حمزه سیِدالشّهدا

یکی از شخصیت‌های برجسته صدر اسلام حمزه فرزند عبدالمطلّب و عموی بزرگوار پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم می باشد. حمزه دارای صفاتی همچون ایمان محکم و قوی، شجاعت، خوش اخلاقی و وفای به عهد و پیمان بود و در همان روزهای شروع بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم دین مبین اسلام را قبول کرد و خدمات زیادی را به اسلام و شخص پیامبر و مسلمانان انجام داد. حمزه به خاطر موقعیّتی که در آن زمان در میان اعراب داشت، توانست رونق خاصّی به اسلام ببخشد و به همین خاطر مشرکان و دشمنان اسلام، کینه خاصّی از آن جناب به دل گرفته بودند. ابن حجر پیرامون حمزه اینگونه می نویسد که: حمزه بن عبدالمطلب در جنگ احد توسط فردی به نام وحشی به شهادت رسید و این در حالی بود که حمزه کمتر از ۶۰ سال داشت و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ او را ملقب به «اسدالله» نموده بود و بعد از شهادتش او را «سيد الشهداء» ناميد.

بنابراین می‌توان علت اصلی سیدالشّهدا نامیدن آن حضرت را این دانست که حضرت حمزه پس از آن که اسلام را پذیرفت خدمات با ارزش و گرانقدر زیادی را به اسلام و مسلمانان و شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام داد و با رشادت و جانبازی های خود باعث شد پایه های دین اسلام محکم و استوار گردد و همواره به عنوان سربازی شجاع و فرمانبردار در خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بود.

1. فاطمه صالحي، حمزه سيد الشهداء مجله نامه جامعه، شماره 14، آبان 1384ش.

حسابرسی در آخرت

مطلبی که باید به آن توجه کنیم این است که حسابرسی به گونه‌ای که در میان انسان‌ها رواج دارد ناآگاهی و جهالت در آن نهفته است. ولی حسابرسی که توسط خداوند انجام می دهد از آن جهت که آفریدگار از هر نوع جهل و ناآگاهی پاک و منزه است، به همین خاطر بر اساس علم و دانشی که دارد به همه اعمال و رفتار بندگان حسابرسی خواهد کرد. بنابراین مقصود از حسابرسی توسط خداوند این است که تمام امور انسان ها مورد بررسی قرار می گیرد و حتی اعمالی که در دنیا با شک و تردید انجام داده به طور آشکار، عدل و رحمت الهي را مشاهده می نمايند و ديگر جاي هيچ گونه عذر و اعتراضي براي كسي باقي نخواهد نماند.

با توجه به این سخن که در رابطه حسابرسی مطرح کردید اگر کسی با پول حلال خود منزلی را خریداری نموده باشد، در روز قیامت باید حساب آن را پس دهد ولی به گونه ای که متحمّل عذاب شود بلکه در این حساب رسی نوعی بررسی و رسیدگی به پرونده اعمال انسان صورت می گیرد که  عدالت خداوند شامل حال آن میشود. البته از بعض روايات استفاده مي شودكه حساب در مواردي استثناء شده است: مثلاً در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است كه فرمود: انسان با ايمان درباره سه چيز مورد حساب قرار نخواهد گرفت: طعامي كه مي خورد، لباسي كه مي پوشد، همسر پارسايي كه او را ياري نموده مانع آلودگي او به گناه مي شود.(1)

منبع: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ص 290.

اثبات عقلی معاد

یکی از اصول دینی اسلام، اصل معاد می باشد که هم در آیات قرآن کریم و هم در روایات معصومین سلام الله علیهم در این باره سخنان فراوانی به میان آمده است. از همین روی از گذشنه تا به امروز این اصل دینی همواره مورد انکار مشرکین و کفار قرار می گرفت و چون معاد برای آنان ملموس نبود، آن را قبول نمی کردند و به مقابله با آن می پرداختند. امّا درباره ی اثبات معاد علاوه بر آیات و روایات فراوانی که در این زمینه وارد شده است، عقل نیز به خوبی لزوم وجود این اصل را می فهمد و به آن اقرار می کند. به همین خاطر در این نوشته به دنبال این هستیم که از راه عقل و برهان این اصل مهم و انسان ساز را ثابت کنیم تا بهتر با این حقیقت آشنا شویم.

1). برهان هدف: از جمله براهین اثبات معاد، برهان هدف می باشد. کلام این برهان این است که خلقت این جهان و موجودات در آن بی هدف نبوده و به خاطر هدف و دلیلی این خلقت صورت گرفته است. در تعابیر دینی هدف از خلقت انسان و سایر موجودات تقرّب و عبادت خداوند می باشد. در قرآن کریم می خوانیم: من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(1)

بنابراین حتّی اگر بخواهیم از ادلّه ی دینی چشم پوشی کنیم، باید دلیل و هدف قاطعی در پی پرده ی خلقت این جهان باشد و با به عبارت دیگر باید جهانی پس از این جهان باشد تا محصول این دنیا و نتیجه ی آن معلوم گردد و هر کسی نتیجه ی عمل خویش را بچشد.  خلاصه سخن اين كه رسیده به هدف خلقت جهان بدون پذيرش معاد امکان ندارد، و اگر ارتباط اين زندگي را از جهان پس از مرگ قطع كنيم همه چيز شكل معما به خود مي گيرد و پاسخ براي چراها نخواهيم داشت

. ذاريات : 56.

ادامه دارد..............

آیا مردگان از احوال نزدیکان خود در این دنیا باخبر هستند و آیا به سراغ آنها خواهند آمد؟

 

از مجموع آموزه های دین مبین اسلام اینگونه بدست می آید که وقتی روح از بدن انسان خارج می شود، در عالمی به نام عالم برزخ مستقر می شود و همچنبن با این دنیا در ارتباط خواهد بود. البته این ارتباط از محدودیّت برخوردار می باشد و میزان این ارتباط بستگی به درجه ی ایمان و اعمال آن شخص میّت دارد.

اگر کسی در این دنیا اعمال نیک انجام می داده و نزد خدا از تقرّب و مقام والایی برخوردار بوده باشد، به خاطر همین اعمالش از آزادی بیشتری برخوردار خواهد بود. ولی کسی که اسیر هوا و هوس خود بوده و فرامین الهی را زیر پا می گذاشته، یقینا ارتباط كمتري با دنيا خواهند داشت. در روایتی از امام كاظم عليه السّلام سئوال مي كنند:  سألته عن الميّت يزور اهله؟ قال: نعم، فقلت: في كم يزور؟ قال: في الجمعة و في الشهر و في السنة علي قدر منزلته.
يعني ارواح نسبت به اندازة منزلتشان پيش خدا، بعضي هفته اي يكبار بعضي ماهي يكبار و بعضي سالي يكبار خانواده اش را زيارت مي كند.
(1)
البته لازم است بدانیم که این دیدار بی هدف و بدون دلیل نمی باشد. این ملاقات ها برای افراد نیکوکار و مومنین باعث رحمت و خوشحالی می باشد و در مقابل اين ديدار باعث عذاب هر چه بيشتر كافر است.
در روايتي است از امام صادق ـ عليه السلام ـ كه فرمودند: إنّ المؤمن ليزور اهله فيري ما يحبّ و يستر عنه ما يكره و إن الكافر ليزور اهله فيري ما يكره و يستر عنه ما يحبّ.
يعني روح مومن خانواده اش را زيارت مي كند و در اين ديدار فقط چيزهايي را مي بيند كه باعث مسرّت اوست و يا كافر در ديدارش با خانواده، فقط چيزهايي را مي بيند كه باعث ناراحتي او ميشود.
(2)


پاورقی:

1.مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت: موسسّه الوفاء، ج 6، ص 257.
2. همان.

 

مشرکان و کافران در قیامت در چه وضعیّتی قرار دارند؟

از مجموع آیات قرآن این مطلب به دست می آید که همه ی انسان ها از سه مرحله ی حیاتی برخوردار هستند که این سه حیات عبارتند از: حیات دنیوی، حیات برزخی و حیات قیامتی و آخرتی. هر انسانی پس از آنکه از این دنیا رحلت می کند، به عالم دیگر که برزخ نام دارد، وارد می شود و این انتقال همگانی می باشد و هیچ کسی از این قاعده مستثنی نمی باشد. خداوند متعال در این باره می فرماید: وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ(1) و در وراي آنها برزخي است تا آن زمان كه در قيامت بر انگيخته شوند. بنابراین یقیناً همه پس از مرگ وارد عالم برزخ خواهند شد.
 همچنینی در آیات و روایات اسلامی سخنان زیادی پیرامون برخورداری افراد از عذاب یا نعمت برزخی مطرح نموده اند که به طور خلاصه انسان ها از این جهت به چند گروه تقسیم می شوند.

1). مومنین واقعی: این افراد کسانی هستند که علاوه بر اعتقاد به خدا و پیامبر او، به امامت ائمه معصومین نیز ایمان دارند و همچنین اعمال و رفتر او منطبق با آموزه های اسلامی و دینی می باشد.

2). مسلمانان عامّ: این گروه افرادی هستند که اهل ایمان و عمل صالح می باشند ولی باور و اعتقادي به امامت و ولايت امامان دوازده گانه ندارند البته اظهار دشمني هم نمي كنند.
3. كفّار محض: این گروه کسانی هستند که باورهای دینی را به طور کلّی منکر هستند.
4. انسان هاي مشرك.
5. مستضعفين فکری: این افراد كساني هستند كه سخنان حق و راستین به آن‌ها نرسيده و يا ديگران مانع از رسيدن حرف حق به گوش آن ها شده اند.

وضعیّت هر یک از این گروه ها در قیامت متفاوت می باشد که در جلسه ی بعدی به آنان خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...............

به نظر من با توجّه به وجود عالم برزخ، دیگر نیازی به روز قیامت و دوباره زنده شدن مردگان نمی باشد. آیا

پیرامون قیامت باید عرض نماییم که عدل الهی اینگونه اقتضا می کند که انسان ها پس از آنکه از دنیای مادّی به یرای برزخ انتقال پیدا کردند، دوباره زنده شوند و به حساب و کتاب اعمال آنان رسیدگی شود. عالم برزخ همانند پلی می باشد که انسان را از دنیا به آخرت می رساند و انسان را به سرای آخرت که منزلگاه اصلی او می باشد، وارد می سازد و فقط مدّت زمانی در عالم برزخ قرار می گیرد و موقعیّت او در برزخ، بستگی به اعمال و کردار او در این دنیا دارد. 

همانگونه که بیان نمودیم، عدالت خداوند این گونه حکم می کند که انسان ها قبل از ورود به بهشت یا جهنم اصلی، جزئیات اعمال و کردار آنان مورد برؤسی قرار گیرد و میان آنان به عدالت قضاوت شود و از طرفی این قضاوت امکان ندارد که به طور کامل در عالم برزخ اتفاق بیافتد زیرا اولاً بسیاری از حقوقی که توسّط مردم ضایع می شود مربوط به حق الناس بوده و چون برخی از مردم هنوز زنده هستند امکان احقاق حق وجود ندارد. ثانیاً: عالم برزخ مثل جاده ای است و بايد همه مردم از اين جادّه عبور كنند تا در قيامت جمع شوند، تا به حساب اعمالشان رسيدگي گردد، و اين تنها در قيامت ممكن است و نه در مسير راه يعني عالم برزخ.

اوصاف بهشتیان2

۵. ترک هواپرستی و شهوت: از دیگر نشانه های بهشتیان می توان به مبارزه با هوای نفس و شهوت های شیطانی اشاره کرد. در این باره در آیه40 و 41 نازعات آمده است: «و امّا من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي فان الجنة هي المأوي و اما كسي كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس بازداشت، پس جايگاه او همان بهشت است»

6). صدق و راستي در ميان اعمال انسان كمتر عملي به زيبايي و جذابيت «درستي و راست كرداري» است. از آيهها و روايتها برداشت ميشود كه وزن آن در ترازوي عمل نيز بسيار سنگين است و از عمده ترين كليدها و نشانه هاي بهشتيان است.

7). اطاعت و فرمانبرداری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم: اهل بهشت کسانی هستند که از فرامین خدا و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سرباز نمی زنند و همواره مطیع و فرمانبردار آنان می باشند. در آية 13 سورة نساء آمده است، «هر كس اطاعت خدا و رسولش را كند، او را در باغهايي ازبهشت وارد ميسازد كه همواره از زير درختانش نهرها جاري است، جاودانه در آن ميمانند و اين پيروزي بزرگي است.» 

8). خودسازي و تزكيه.
 9). انفاق و استغفار.
10. اهتمام به نماز.

 

اوصاف بهشتیان

در قرآن کریم و همچنین در روایات اسلامی اشارات زیادی به اوصاف و ویژگی های بهشتیان شده است. برخی از این نشانه ها عبارتند از:

 ۱). تقوا و پرهیزگاری: از جمله ویژگی‌های بهشتیان متّقی بودن و پرهیزکاری آنان می باشد که در آیات زیادی از قرآن کریم روی این موضوع تکیه شده است. قرآن کریم می فرماید: «اين همان بهشتي است كه ما به ارث به بندگان پرهيزكار خود ميبخشيم.(1)

 2). جهاد در راه خدا: با مطالعه مختصری از آموزه های اسلام این مطلب به دست می آید که در دین مبین اسلام مقام مجاهدان و شهیدان در راه دین بسیار والا و بلند مرتبه است و در آیات و روایات زیادی وعده بهشت به این گروه داده شده است.

 ۳ .(ایمان به خدا: مهمترین سرمایه ای که باعث نجات و به سعادت رسیدن افراد می شود، ایمان و عمل صالح می باشد. خداوند متعال می فرماید:« والذين امنوا و عملوا الصالحات اولئك اصحاب الجنّه هم فيها خالدون(2) و كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام ميدهند، اصحاب بهشتند و در آن جايگاه ابدي خواهند ماند .»

 ۴). نیکوکاری و احسان به دیگران: همچنین از جمله نشانه های دیگری که برای بهشتیان ذکر شده است، نیکوکاری و احسان افراد می باشد. خداوند متعال در این باره می فرماید: «خداوند به خاطر اين سخن به آنان باغهايي از بهشت كه از زير درختانش نهرها جاري است بخشيد، جاودانه در آن خواهند ماند، و اين است پاداش احسان كنندگان(3)

1. مریم ۶۳

2. توبه ی ۱۱۱

 3. بقره ۸۲

نعمت های روحانی در بهشت

افزون بر نعمتهاي جسماني که در مطالب گذشته با آنها پرداختیم، انسان های بهشتی از مواهب و لذّت‌های روحانی و معنوي نيز برخوردار خواهند بود که رسیدن به این نوع از نعمت ها نياز به وساطت بدن ندارد. از جمله اين نعمت‌ها:
 

1). سلام و درود خدا و فرشتگان الهی: سلامٌ قولاً من ربٍّ رحيمٍ از جانب پروردگار مهربان به آنان سلام مي‌رسد. (سوره يس: 58)

بدون تردید شنیدن سلام خدا و فرشتگان مقرب از هر چیزی برای بهشتیان باارزش تر خواهد بود.

2). محیطی مملو از امنیّت و آرامش: ادخُلو الجنة‌ لاخَوفٌ عليكُم و لا اَنتُم تَحزَنونَ (سوره اعراف: 49)
به بهشت درآييد. نه بيمي بر شماست و نه اندوهگين مي‌شويد.

بهشتيان در محيطي سراسر امن و به دور از هر گونه ترس و واهمه و غم و اندوهي به سر مي‌برند:
3). همراهی نیکوکاران و صالحان با اهل بهشت: همراهی نیکوکاران با بهشتیان نیز از جمله نعمت های باارزش روحانی می باشد. كساني كه هرگونه دشمني و حسد و كينه‌توزي در ميانشان وجود ندارد و روح صميميت و يكرنگي و برادري بر جمعشان حاكم است.
4). رضایت و خشنودی از جانب پروردگار: و رضوانٌ مِنَ الله اَكبَر و هُو الفَوزُ العظيم (سوره توبه: 72)
و خشنودي خدا بزرگتر است. اين همان كاميابي بزرگ است.

………………..

پاورقی:

1. سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، ج 2، ص 317 ـ 318.

لذّت های بهشتی

در قرآن کریم برای اهل بهشت نعمت های زیادی بیان شده است. برخی از این نعمت ها جنبه جسمانی دارد و برخی دیگر از جنبه روحانی برخوردار هستند. در این نوشته و نوشته بعدی به دنبال آن هستیم که برخی از این نعمت ها را بیان نمائیم. برخی از نعمت های جسمانی که در قرآن به آن اشاره شده است می توان به این موارد اشاره کرد:

 ۱). نهرها و سايه‌ها: تعبير لطيف «تجري من تحتها الانهار» كه در بسیاری از آیات قرآن استفاده شده است، بیانگر این می باشد كه در بهشت جويبارها و چشمه‌ساران فراواني از زير سايه شاخساران گذر مي‌كنند.

2). منزل گاه های شایسته و منزّه: از دیگر نعمت های جسمانی در بهشت، برخورداری مومنین از نعمت منزل و سرپناه منزّه و پاکیزه می باشد که نیکان و مومنان در نهايت آرامش و آسايش به سر مي‌برند.قال الله تعالی: و يُدخِلكُم جنات تجري من تَحتِها الانهار و مساكِنَ طيبةً في جنات عَدْنٍ (سوره صف : 12)
و شما را در باغ‌هايي كه از زير (درختان) آن جويبار روان است و در منازلي پاكيزه و خوش، در بهشت‌هاي هميشگي درمي‌آورد.
3). تخت های رفیع و باشکوه: از دیگر نعمت های بهشتی که در قرآن کریم به آنها اشاره شده است می توان به وجود تخت و بارگاه رفیع و نفیس اشاره نمود. خداوند متعال در این باره می فرماید: علَي سُرُرٍ موضوُنة مُتٍكئينَ عَلَيها متقابلين (سوره واقعه : 15 و 16)
بر تخت‌هاي جواهر نشان، كه روبروي هم بر آن تكيه داده‌اند.
4). غذاهای لذیذ بهشتی: بهشتیان هر آنچه که از نعمت های بهشتی بخواهند برایشان فراهم و آماده می باشد.« وَ فاكِهَةٍ مِما يَتَخَيّرونَ »سوره واقعه: 20
و (بر گرد آنان مي‌گردند) با ميوه از هر چه اختيار كنند.
ادامه دارد...
 

حوض سلسبیل

 

یکی از نعمت های بهشتی که در قران کریم به آن اشاره شده است، حوض سلسبیل می باشد. خداوند متعال در قرآن کریم این چنین می فرماید: وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كأْسًا كانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا (17) عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّي سَلْسَبِيلًا(1). و در آنجا از جام هايي سيراب مي شوند كه لبريز از شراب طهور است كه آميخته با زنجبيل بوده از چشمه اي در بهشت كه نامش سلسبيل است.

در معنای سلسبیل گفته شده است که سلسبیل یعنی گوارا، روان و لذیذ. بعضی از علما گفته‌اند که این کلمه برای هر چشمه ای که جریان آب ان جاری و روان است استفاده می شود. همچنین در تفاسیر گفته شده است که چشمه ای در بهشت قرار دارد که نام آن سلسبیل می باشد و به خاطر روان و گوارا بودن به آن سلسبیل گفته می شود. همچنین از جمله ویژگی‌های این چشمه آن است که آب گوارایی دارد و طعم و خاصیّت زنجبیل را دارد اما فاقد تندی زنجبیل می باشد.

سوال اعتقاداتی

سوال: به خاطر مشکلی که در قبرستان روستای ما بوجود آمده، مجبور شدیم که چند میّت را به مکان دیگری منتقل کنیم. سوال من این است که آیا برای این چند میّت باز هم شب اوّل قبر صورت خواهد گرفت؟

بر اساس آموزه های دین مبین اسلام هنگامی که انسان فوت می کند و عمر او در این دنیا به پایان می رسد، در یک زندگانی موقّت به نام برزخ قرار می گیرد که این زندگانی واسطه ميان حيات دنيا و زندگي آخرت است. در این دنیای جدید کسانی که اعتقادات و اعمال نیکویی داشته باشند، در یک جایگاه خوب و نیکو قرار می گیرند و کسانی که اعمال بدی داشته باشند، تا روز قیامت در جایگاه بدی قرار خواهند گرفت.

در میان تمام فرقه های مسلمین، شب اول قبر و اینکه از میّت در قبر سوالاتی می شود، مورد قبول و اجماع می باشد و با این محاكمه محدود و اجمالي جايگاه او در عالم برزخ معلوم می گردد. اگر میّت بتواند ار عهده ی سوالات برآید، به جایگاه خوب که همان بهشت برزخی باشد منتقل می شود. و اگر نتواند از عهده ی سوالات قبر برآید، در جهنّم دوزخی قرار خواهد گرفت و چه جایگاه بدی است.

با این وجود اگر جسم میّت که در دنیا باقی مانده است جابجایی صورت گیرد و دفن او در مكاني غير از جايي كه قبلاً دفن شده بود قرار گیرد، دیگر نیازی به سوال و جواب شب قبر ندارد چرا که در همان ابتدای انتقال به برزخ، تكليف او روشن شده و مكان او تعيين گرديده است. بنابراین اگر مکان دفن میّت تغییر کند،  جايگاه ميت در عالم برزخ عوض نمي شود اما وضعيت ميت در برزخ با عوامل ديگري همچون احيا سنت حسنه يا خيرات كردن براي ميت با تربيت فرزند صالح تغيير مي كند.

پاورقی:

1. محمدي اشتهاردي، محمد، عالم برزخ در چند قدمي ما، تهران، انتشارات كتاب يوسف، چاپ اول، 1381، ص 137.

نماز شب اول قبر

یکی از اعمال مستحب و پسندیده در آداب دفن میّت، نماز شب اوّل قبر یا همان نماز وحشت می باشد. این نماز در روایات بسیار به آن پرداخته شده است و لازم است که بازماندگان میّت نسبت به خواندن این نماز اهتمام بورزند. در روایات ما مرحله ی انتقال روح از این دنیا به سرای آخرت بسیار سخت و همراه با درد و سختی توصیف شده است. این سختی ها بیشتر به این خاطر می باشد که انتقال او به مکانی وارد می شود که قبلا در آن مکان قرار نداشته و به همین خاطر ترس و وحشت عجیبی او را فرا خواهد گرفت. در روایتی امیرالمومنین عليه السّلام در توصيف حالات شخص میّت مي‌گويد: اگر شما بنگريد آنچه را كه مردگان ديده‌اند، فرياد ناله سر خواهيد داد و به لابه و زاري روي خواهيد آورد و امر خداوند را اطاعت خواهيد نمود، اما آنچه كه ايشان ديدند از شما پنهان است و به زودي اين پرده كنار خواهد رفت و شما نيز خواهيد ديد.(1) بنابراین نماز وحشت وسیله ای است برای کمک به کسی که دستش از این دنیا کوتاه شده است.
لازم به تذکر است که در عالم برزخ ارتباط افراد با این دنیا به طور کامل قطع نخواهد بود و به همین دلیل در روایات ما مطرح شده که اعمال حسنه و سیّئه افراد پس از مرگ نیز در سرنوشت او تاثیرگذار هستند. و اگر نبود اين رابطه ميان عالم برزخ و عالم دنيا، بدون شك نماز وحشت نيز وجهي نداشت.

پاورقی:

1.نهج‌البلاغه، خطبه 20.
 

آیا ممکن است که گناهان در عالم برزخ بخشیده شوند؟

 

 آنچه که از آموزه های بی بدیل اسلام دانسته می شود این است که نظام برزخی به این نحو می باشد که موجب حرکت تکاملی برای ارواح می باشد. در واقع کسانی که به دنبال خدا و انبیاء الهی بودند، در مسیر برزخ متحمل سختی هایی خواهد شد که جبران کننده ی خطاها و اشتباهات آنان در دنیا و باعث تذکیه ی روح و روان آنان می باشد. به طور مثال امام رضا عليه السّلام در تفسير آيه شريفه: فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ منكم عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ(1). فرموده است: منظور اين است كه همانا كسي كه به حقّ معتقد باشد و سپس گناهي را مرتكب شود و در دنيا توبه نكرده باشد در عالم برزخ مورد عذاب واقع مي شود و در روز قيامت به صورتي از قبر بيرون مي آيد كه هيچ گناهي ندارد تا از آن سوال شود.(2)
با این وجود در عالم برزخ امکان بخشیده شدن گناهان وجود دارد و در واقع مومنان در عالم برزخ در یک مسیر تکاملی قرار خواهند گرفت که نتیجه و سرانجام آن پاک شدن از تمام گناهان و بدی ها میباشد. همچنین در روایات ما وارد شده است که اعمال جاریه انسان در این دنیا در عالم برزخ موثر می باشد و اگر شخص میت عمل نیکویی در این دنیا انجام داده باشد که به دیگران خیری رسیده باشد، یقینا در آن دنیا نیز از خیرات آن برخوردار خواهد بود.

1.کاشفی، محمدرضا، از مرگ تا قیامت، ص 62.
2. شعراء: 89 ـ 88.

 

انواع مرگ از منظر اسلام

از نگاه اسلام مرگ هر انسانی ممکن است با انگیزه ها و اهداف متفاوتی صورت گرفته باشد که می توان مرگ را به دو دسته ی مرگ ظاهری و مرگ اعباری سنجید. همچنین در کیفیت قبض روح افراد بر حسب مقام و منزلتی که کسب نموده اند متفاوت می باشد و قبض روح هر كسي با ديگري فرق مي‌كند. بنابراین مرگ تقسیم بندی های گوناگونی دارد که به آنها خواهیم پرداخت.

تقسیم بندی نخست مربوط به انواع مرگ به اعتبار ظاهری می باشد. که به چند گروه تقسیم می شود که عبارتند از:

1). مرگ طبیعی: این نوع از مرگ زمانی است که انسان به سن پیری رسیده باشد و در اثر سستی و ضعف در اعضای بدن او، مرگش فرا رسیذه باشد.

2). مرگ غیر طبیعی: این نوع از مرگ به خاطر حوادثی همچون زلزله، سیل، بیماری، تصادف و... اتفاق می افتد که برای هر کسی این نوع از مرگ امکان پذیر می باشد.

3). خودکشی: خودکشی نیز یکی از راه هایی است که مرگ افراد را به دنبال خواهد داشت. گاهی انسان آنقدر درگیر اوهام و مشکلات می شود که تنها راه نجات خود را رقم زدن مرگ خود می داند و اقدام به خودکشی می کند و حال آنکه کسی که اقدام به این کار می کند خود را در هلاکت عظیمی می اندازد.

4). کشته شدن توسط شخص دیگر.

5). شهادت: این نوع از مرگ عزت و سربلندی ابدی برای فرد و اطرافیان او به همراه خواهد داشت که با این نوع از مرگ سعادت آخرت را براي خود بدست مي‌آورد.

نفخ صور نشان از چه چیزی می باشد؟

یکی از مسائلی که همواره مورد سوال قرار می گیرد، مسئله ی نفخ صور می باشد که قرآن کریم نیز این موضوع را مطرح نموده است. قرآن كريم مي فرمايد: و نُفِخَ في الصور فصعق من في السموات و مَن في الارض الاَّ من شاءاللَّه ثم نفخ فيه اخري فإذا هُم قيام ينظرون(1).
 اسرافيل در صور ميدمد و بر اثر آن همه موجودات در زمين و آسمان ميميرند. پس از مدتي )كه مقدارش معلوم نيست( دوباره در صور ميدمد و آنگاه همه مردهها زنده شده و در صف محشر حاضر ميگردند.
در ارتباط با صور گفته شده است که اگر چه ظاهر صور و دمیدن در آن نشانگر این است که اسرافیل در چیزی می دمد و بر اثر آن مردگان زنده می شوند، ولی برداشت صحیح تر این است که این دمیدن در صور معنایی کنایی دارد. معمولا در زمان قدیم برای جنگ و اعلان دستورات اساسی در جنگ از شیپور و طبل استفاده می کردند. شيپور اول نشانگر توقف و سكوت در كارهاي عادي و شيپور دوم نشانگر حركت و انجام دستور جديد بود. در اينجا نيز تعبیر از صور كنايه از اعلام دستور توقف زندگي دنيا و حركت براي زندگي اخروي است.

1. زمر: 68.

2. مظاهري، معاد در قرآن، ص 144.

چه فرقی میان کسی که خودکشی می کند و کسی که روی مین می رود وجود دارد؟ هر دو با اختیار خود مرگ را انتخ

خداوند متعال برای جان انسان ها ارزش زیادی قائل می باشد و به همین خاطر هر آنچه که باعث ضرر به جان انسان می باشد در اسلام حرام شده است. در این رابطه مهمترین مساله موضوع خودکشی افراد می باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: وَ لا تلقوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ(1) يعني با دست خود، خود را به هلاكت نيندازيد

 درباره سوالی که پرسیده شده است باید عرض کنیم که میان شخصی که خودکشی میکند و شخصی که در صحنه جنگ و نبرد با دشمن خود را روی مین می اندازد و یا به نحوی باعث کشته شدن خود می شود از جهاتی فرق می کند. برخی از این جهات عبارتند از:

 یک). نیّت و قصد از کشته شدن: کسی که اقدام به خودکشی می کند قصد قربت و رضای خدا و همچنین لطف و محبّت پروردگار را فراموش کرده است. به خلاف کسی که خود را روی مین می اندازد چرا که او هیچ چیزی غیر از رضای پروردگاررا نمی خواهد.

 ۲ کسی که خودکشی میکند به دنبال خلاص شدن از این زندگی می‌باشد اما کسی که در جبهه های جنگ خود را روی مین می‌اندازد، به دنبال رسیدن به فوز عظیم شهادت می باشد.

3). کسی که اقدام به خودکشی می کند این عمل او برگرفته از سستی اعتقاد و ایمان او به خداوند و روز قیامت است. امام باقر عليه السلام مي فرمايند: «ان المومن يبتلي بكل بلية و يموت بكل ميته الا انّه لايقتل نفس  (2)مؤمن به هر بلائي گرفتار مي شود و به هر مرگي از دنيا مي رود جز اينكه او خود را نمي كشد.» 

 ولی کسی که حاضر می شود جان خود را با اختیار خود در جبهه فدا کند برگرفته از اعتقادات بالا او به خداوند و روز قیامت می باشد.

پس اگر لازمة نجات و بقاي اسلام به اين باشد كه انسان در اين راه جانش را هم بدهد بايد اين كار را انجام دهد و لذا نبايد براي فرار از جهاد در راه خدا به آيه وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ تمسك كرد

1. ر.ك: تفسير نمونه، ج 2، ص 37.

2.  قمي، شيخ عباس، سفينة البحار، ج 2، ص 407.
 

 چه کسانی در روز قیامت شفاعت شامل حال آنان می شود؟

 یکی از اصول مسلّم در دین مبین اسلام موضوع شفاعت به واسطه اولیا الهی نسبت به مجرمان و گناهکاران می‌باشد. در معنای شفاعت گفته شده است که شفاعت یعنی اینکه پیامبران و سایر شفیعیان که اجازه ی شفاعت دارند، از خداوند بخواهند که نسبت به عذاب و عقاب مجرمان بخشش و عفو داشته باشد. به نوعی حقیقت شفاعت مربوط به تخفیف و نادیده گرفتن عذاب از گناهکاران می باشد. البته در این میان باید دانست که شفاعت به دور از قید و بند نمی باشد و شامل حال هر کسی قرار نخواهد گرفت. به عبارت دیگر شفاعت شامل حال کسانی می شود که امتیاز شفاعت شدن را به دست آورده باشند. و همچنین کسب امتیاز شفاعت عبارت است از انجام اعمال صالح و دوری از شرک و ستم و... . به همین خاطر در روایات ما به طور صراحت اشاره شده است که شفاعت شامل حال برخی از افرادی نخواهد شد و این افراد عبارتند از:

 یک). کسی که در معامله با مسلمان خدعه و غشّ کند.

 دو). کسانی که با اهل بیت علیهم السّلام عداوت و دشمنی داشته باشند.

 سه). کسانی که نسبت به نماز بی اهمیّت بوده‌اند و نماز را سبک شمرده باشند.

چهار). کسانی که منکر و تکذیب کننده شفاعت رسول خدا باشند.

 پنج). کسانی که برای خداوند شریکی قائل شده باشند.

 شش). انسان های منافق و دو رو که به زبان چیزی را جاری می سازد اما قلبش آن را قبول ندارد. 

بنابراین اینگونه نیست که همه انسان ها شفاعت شامل حال آنان گردد چرا که اگر قرار بود این گونه باشد دیگر نیازی به انجام عمل صالح و پرهیز از گناه نبود. بلکه شفاعت شامل حال آن دسته از افراد می شود که لیاقت و شایسته شفاعت شدن باشند.

منبع: العقائد الاسلاميّه، مركز المصطفي، ج3، ص112.
 

معاد

 یکی از اصول انسان ساز در دین مبین اسلام اصل معاد و بازگشت به محضر خداوند متعال می باشد. از جمله اصولی که در همه ادیان آسمانی و الهی به آن اشاره شده است و همواره پیامبران الهی پیروان خود و مردم زمان خود را به چنین روزی عمده داده‌اند. از همین رو دین مبین اسلام نیز توسط پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه معصومین سلام الله علیهم معارف زیادی را در این باره برای مردم بیان نموده است و همچنین کتاب های زیادی جهت مطالعه و آشنایی با جزئیات قیامت و معاد توسّط علما و اندیشمندان دین نوشته شده است که با توجّه به تقاضای دوستان تصمیم بر آن گرفتیم که به نمونه هایی از این کتاب‌ها اشاره نماییم. برخی از این کتب عبارتند از:

 یک). کتاب منازل الاخره نوشته شیخ عباس قمی.

دو). کتاب زندگی پس از مرگ نوشته سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.

سه). کتاب معاد نوشته محسن قرائتی.

چهار). آموزش عقاید آیت الله مصباح یزدی

پنج). معاد نوشته محمدرضا ربانی

شش). معاد در نگاه عقل و دین نوشته محمدباقر شریعتی سبزواری

هفت). آموزش کلام اسلامی جلد ۲ سعیدی مهر