ادیان

پس از درگذشت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم امّت اسلامی که در آن زمان واحد و به دور از چند دستگی بود، به گروههای مختلفی تقسیم شد و مذاهب متفاوتی پایه گذاری گردید. این اتّفاق سخت ترین ضربه ها را بر پیکر وحدت اسلامی وارد ساخت و تلخی این فرقه گرایی به مسلمانان چشیده شد. عوامل مختلفی موجب شد که فرقه های مختلف اسلامی به وجود آید که نتیجه آن ها اختلاف در بین مسلمانان پس از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم شد. یکی از این عوامل تعصّبات قبیله ای بود. پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم مهمترین مسئله در میان مسلمانان موضوع جانشینی رسول الله بود. پیامبر در جاهای مختلفی وصیت خود مبنی بر زعامت حضرت علی علیه السلام را به مردم ابلاغ کرده بود ولی پس از رحلت ایشان بیشتر صحابه هیچ توجهی به وصایای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم نداشتند و پس از گرد آمدن در سقیفه و با توجّه به گرایش های قبیله ای و تعصّبات حزبی، بذر تفرقه را ایجاد کردند.

از دیگر عوامل ایجاد فرقه های مختلف اسلامی، کج فکری و فهم غلط از کتاب و سنت بود که طوایفی همچون خوارج و مرجـئه به همین خاطر پدید امدند. تا آنجا كه در تقديس ظاهر «قرآن» و «سنّت» پيامبر، آن قدر از خود جمود و خشكی نشان داده اند كه عقل و خرد و داوري فطرت و وجدان را فداي ظاهر ابتدايي آيه و روايت ساخته و در نتيجه مذاهبي را پي ريزي كرده اند.

قران کتاب تحریف ناپذیر

خداوند متعال برای هدایت بشر پیامبران خود را همراه با کتابهای آسمانی به سوی آنها فرستاد. امروزه کامل ترین کتاب آسمانی که در دست بشر قرار دارد، قرآن کریم می باشد که آخرین کتاب آسمانی است و سایر کتاب های مهمّ انبیا که بر جای مانده اند دستخوش تحریف و انحرافات بشری قرار گرفتند. علّامه مجلسي از سيد بن طاوس روايت مي كند كه در صحف حضرت ادريس ديدم كه ثلث آخر شب جمعه 27 ماه رمضان خداوند متعال كتابي به لغت سرياني در بيست و يك ورق بر حضرت آدم نازل گردانيد و آن اوّل كتابي است كه خداوند از آسمان به زمين فرو فرستاد تا بندگان خود را بدين وسيله هدايت و ارشاد فرمايد. در اين اوراق كتاب آدم يك ميليون لغت و تمام لغات زبانها وجود داشت، كه خداوند هر لغتي را به او آموخت و در اين كتاب دلايل توحيد و واجبات احكام و حلال و حرام شريعت ها و سنتها را با حدود آن بر آدم بيان فرمود. و اين حديث با قرآن مطابقت دارد چون در قرآن آياتي هستند كه چنين مضموني را بيان مي كنند: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ»(1) ما پيامبران خود را با دلايل روشن همراه كتاب آسماني و قوانين الهي به سوي مردم فرو فرستاديم.

اما پیرامون کتاب حضرت نوح آنچه از آیات قرآن به دست می آید این است که همه انبیا برای هدایت بشر برنامه عملی و کتاب خاصّی داشتند و این مطلب مورد تصریح قرآن کریم می باشد. حضرت نوح نيز يكي از انبياي اولوالعزم است كه تعداد آنها پنج پيامبر می باشد و داراي شريعت و كتاب آسماني بودند و پيامبران بعد از آنها ملزم به اطاعت از كتاب آنها بودند. بر اساس بيان روايات معتبر ادريس پيامبر كتاب داشت و حضرت آدم كتابي براي عمل داشت.
نوح عليه السّلام نيز كتابي داشت كه بخشهايي از كتاب او در آيات قرآن سوره نوح و سوره هاي ديگر آمده است كه محور دعوت او خداپرستي بوده. نام كتاب حضرت نوح براساس روايات اسلامي تصريحاً بيان نشده است و در قرآن نيز از نام كتاب آن پيامبر عظيم الشأن سخني نيامده است. اينكه گفته شده نام كتاب نوح را «صحف» مي گويند در حاليكه چنين چيزي وجود ندارد. از آنچه که بیان شد به این نتیجه می‌رسیم که تمامی انبیا الهی دارای کتاب آسمانی هستند و حضرت نوح نیز دارای کتاب بود. اما نام كتاب آن حضرت، صحف نبود بلكه صحف نام مشترك براي تمامي كتابهاي پيامبران است يا به قسمتهايي از كتابهاي مقدس آسماني صحف گفته شده چنانكه براساس آيات مختلف قرآن آنرا بررسي و ثابت كرديم.

1). حدید25

2).ر.ك. عمادزاده، عمادالدين حسين، تاريخ انبياء، تهران، انتشارات اسلام، 74، ص169.

تعداد اسامی پیامبران در قرآن

علماء علم کلام بر این باور هستند که نام همه پیامبران الهی موجود نیست و فقط نام برخی از آنان که در آیات قرآنی به آنها اشاره شده است موجود می باشد. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« و همانا بر انگيختيم از هر امتي پيامبري را(1)» يا« و براي هر قوم رهنمايي است.»(2) مفاد صريح اين آيات اين است كه در میان همه امّت ها از نخستین روز تا زمان بعثت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم همواره خداوند پیامبران را برای آنها برگزیده است و با توجّه به تعداد زیاد اقوام و اجتماعات بشری شماره دقیقی از پیامبران در دست نیست. لکن در روایات تعداد پیامبر به یکصد و بیست و چهار هزار نفر می رسد.

 قرآن کریم فقط نام ۲۶ نفر از پیامبران را بیان کرده است که عبارتند از:1. حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ 2. حضرت نوح ـ عليه السّلام ـ 3. حضرت ادريس ـ عليه السّلام ـ 4. حضرت هود ـ عليه السّلام ـ 5. حضرت صالح ـ عليه السّلام ـ 6. حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ 7. حضرت لوط ـ عليه السّلام ـ 8. حضرت اسماعيل ـ عليه السّلام ـ 9. حضرت اليسع ـ عليه السّلام ـ10. حضرت ذوالكفل ـ عليه السّلام ـ11. حضرت الياس ـ عليه السّلام ـ 12. حضرت يونس ـ عليه السّلام ـ 13. حضرت اسحاق ـ عليه السّلام ـ 14. حضرت يعقوب ـ عليه السّلام ـ 15. حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ 16. حضرت شعيب ـ عليه السّلام ـ17. حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ 18. حضرت هارون ـ عليه السّلام ـ19. حضرت داوود ـ عليه السّلام ـ20. حضرت ايوب ـ عليه السّلام ـ 21. حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ 22. حضرت زكريا ـ عليه السّلام ـ23. حضرت يحيي ـ عليه السّلام ـ 24. حضرت اسماعيل صادق الوعدـ عليه السّلام ـ 25. حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ 26. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ.

این مطلب را هم بگوییم که برخي از پيامبران دو نام دارند: ذوالكفل همان يوشع بن نون وصي حضرت موسي است و يعقوب همان اسرائيل است و يونس همان ذوالنون و عيسي همان مسيح است. 

1). سبحاني، جعفر، منشور جاويد، قم، مؤسسة امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، چاپ اول، پائيز70، ج 10، ص134 ـ 129. با تصرف و تلخيص.

زبور

با توجّه به قرآن کریم و احادیث اسلامی نام کتاب حضرت داوود علیه السّلام زبور نام دارد که از جانب خداوند متعال بر حضرت داوود وحی شده است. حضرت داوود از انبیاء قوم بنی اسرائیل می باشد که پس از طالوت به مقام پادشاهی و حکومت در میان بنی اسرائیل رسیده است. در چند جای قرآن کریم از داوود علیه السلام به عظمت یاد شده است و همچنین ایشان نیایش ها و عبادت های بسیار عمیقی در درگاه خداوند داشته است.

این کتاب آسمانی از ديدگاه قرآن و روايات اسلامي كتابي است كه از سوي خداوند نازل شده و هم چون قرآن و تورات و انجيل اصلي، نور هدايت و موعظه براي مردم زمان خود بوده است. مطابق احاديث ائمه معصومين عليهم السّلام در كتاب زبور به مسائل و موضوعات زير اشاره گرديده است:
1). يك سلسله معارف اعتقادي پیرامون توحيد و نبوّت و معاد و ياد مرگ و تذكّر و اتمام حجّت راجع به انسان هايي كه اهل طاعت و عمل نيستند.
2). يك سلسله پيش بيني ها هم چون بشارت به عيسي و يحيي و بشارت به ظهور پيامبر آخر الزّمان صلّي الله عليه و آله و سلم كه به اسم از ايشان نام برده شده است. در این باره حتّي امام رضا عليه السّلام در مجلس مباحثه اي كه مأمون ترتيب داده بود، در مقابل رأس جالوت از بزرگان يهود وقتي به استدلال و احتجاج مي پردازند نقل شده است كه حضرت سفر اول زبور داود را شروع به قرائت كردند تا اين كه به نام محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين ـ عليهم السلام ـ رسيدند. سپس حضرت به خداوند قسم ياد كردكه اين نام هاي مقدسه در زبور آمده است و رأس جالوت هم آمدن اين اسماء را در زبور پذيرفته و به آن تصريح كرده است.
3). يك سلسله مسائل و دستورهاي تربيتي و رفتاري اين مسائل در روايات تحت عنوان احاديث قدسي كه در زبور آمده بوده است و خطاب به داود نبي عليه السّلام بوده است، ذكر شده است.

فرقه های ضاله

هر دین و آیینی پس از رحلت بنیانگذار آن احتمال وقوع اختلاف و پراکندگی در آن دین به شدّت وجود دارد و به همین خاطر در تمام ادیان، فرقه هایی پس از رحلت بنیانگذار آن دین به وجود آمده است. در دین مبین اسلام هم مطابق پیشگویی هایی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم داشتند، پس از رحلت ایشان مسلمانان به گروه‌های مختلفی تقسیم شدند و وحدت اسلامی خدشه‌دار و تفرقه و پراکندگی دامن امّت اسلامی را گرفت.

 امام علی علیه السّلام می­فرماید: از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمودند: به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند.(1)

و در بعض روایات دیگر نقل شده از آن حضرت (ع) در آخر روایت می­فرماید: فقلت یا رسول آله و ما الناجیه فقال «ص» التمسک بما انت و اصحابک، پس گفتم: آن فرقه نجات یافته کیانند، رسول اکرم «ص» فرمودند: آنها که چنگ بدامان تو زنند و اصحاب تو باشند اهل نجاتند.(2)

این حدیث از نظر سند و نقل در کتب اهل سنت و جماعت و در کتب شیعه، تواتر اجمالی دارد. تواتر یعنی آنقدر به طرق و روایات گونانون نقل شده که احتمال کذب و دروغ بودن آن داده نمی­شود و معمولا روایاتی که تواتر داشته باشند فی الجمله مورد قبول است.

 بیشتر اختلافاتی که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم بوجود آمدند منشأ آنها اختلافاتی عقیدتی می باشد و این اختلافات به حدّی شدّت پیدا می‌کرد که در برخی موارد طرف مقابل را کافر به حساب می آوردند و از آنها برائت می جستند. به طور نمونه پس از پیدایش فرقه خوارج بسیاری از فرقه های اسلامی از آنها برائت جستند و آنان را خارج از اصول اسلامی دانستند.

1.سفینة البحار جلد ۲ صفحه ۳۶۰

2.همان

3.ترجمه الفرق بین القرق بغدادی، ص 4.

شفاعت از نگاه دین

یکی از عقاید دین مبین اسلام، مسئله شفاعت می باشد. در تعریف شفاعت گفته شده کسی که از یک انسان کامل و مقرّب نزد خداوند، واسطه و میانجی در بخشش دیگری شود. در این میان مسئله شفاعت جزء اصول مسلّم و خدشه ناپذیر تمام فرقه ها و مذاهب اسلامی می باشد. و با توجّه به آیات و روایات محکمی که در این زمینه وجود دارد کسی در آن اختلاف ندارد. منتهی نحوه برداشت از این موضوع در میان فرقه های اسلامی متفاوت است. در این میان فرقه ضالّه وهابیّت همانند دیگر مسلمانان شفاعت را به عنوان یکی از اصول قطعی اسلام پذیرفتند و می گویند روز قیامت پیامبر گرامی صلّی الله علیه و آله و سلّم شفاعت بسیاری از گناهکاران امّت خود را انجام میدهد، ولی در عین حال ما حق نداریم که در این جهان از آنان طلب شفاعت کنیم. خلاصه کلام آنها این است که شفاعت باید با اجازه خداوند باشد و فقط ما حقّ داریم که بگوییم: «پروردگارا! پيامبر و ديگر بندگان صالح خود را شفيعان ما در روز قيامت قرار بده »، ولي حق نداريم كه بگوييم اي پيامبر خدا يا اي ولي خدا، از تو مي‌خواهم در حق من شفاعت نمايي، زيرا شفاعت چيزي است كه جز خدا كسي بر آن قادر نيست هر گاه چنين چيزي از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در برزخ به سر مي‌برد، بخواهي شرك و عبادت غير خدا خواهد بود. بنابراین هیچ یک از مذاهب اسلامی حتّی وهابیت که مذهبی تندرو می‌باشد، منکر مسئله شفاعت نمی‌باشند. منتهی در کیفیت خواستن شفاعت و مصادیق آن اختلافاتی وجود دارد که برای اطلاع بهتر از این اختلافات می‌توان به کتاب‌های اعتقادی رجوع کرد.

1.آیین وهابیت آیت الله سبحانی لسان العرب جلد ۸ صفحه ۱۸۴

نخستین اختلاف در میان امّت اسلامی چه بود؟

در دوره حیات پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هرگاه در میان مسلمانان اختلافاتی پدید می‌آمد، وجود پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مانع از پیدایش فرق و اختلاف می شد. حضرت به هنگام وجود اختلافات در اسرع وقت با افراد جلسه ای برقرار می‌کرد و با صلح و سازش آن مسئله ختم به خیر می‌شد. امّا پس از رحلت آن حضرت در میان مسلمانان اختلافاتی به وجود آمد که روز به روز با گذشت زمان این اختلافات شدیدتر می شد و مذاهب و فرقه های جدیدی در طول گذشت زمان پدیدار گردید.

اولین اختلافی که در میان امّت اسلامی پدید آمد، مسئله جانشینی و رهبری جامعه اسلامی بود که در همان ساعات اوّلیه رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم این اختلاف پدید آمد. بنابراین نخستین اختلاف و جدائی از آن زمان به وجود آمد كه مسلمين به دو دسته تقسیم شدند. گروهي بر اين عقيده بودند كه بعد از رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم امامت و رهبري جامعه اسلامي كه آن حضرت در زمان حيات خود به آن تصريح كرده بودند به علي علیه السّلام و اولاد آن حضرت مي رسد. در طرف مقابل گروه ديگر مدّعي شدند كه حضرت پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم انتخاب جانشین را به عهده ی خود مردم گذاشت و براي خود جانشيني انتخاب نكردند.

البته با گذشت زمان در خود این فرقه ها گروه‌هایی به وجود آمد که در جهان علمی به نام ملل و نحل از آنها یاد می شود كه البته خيلي از آنها هم معدوم شده و از بين رفته اند و فقط نامي از آنها در لابلاي كتب ملل و نحل موجود مي باشد.

درآمدی بر علم کلام ربانی گلپایگانی صفحه ۲۶۰

اصطلاح شیعه از چه زمانی رواج پیدا کرد؟

اصطلاح شیعه از همان صدر اسلام در میان مردم رواج داشت. در حقیقت شیعه به مریدان حضرت علی علیه السّلام و اولاد معصومش گفته می شود. واژه ی شیعه در سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله نیز به چشم می خورد. جابر بن عبد الله انصاري گويد: «نزد پيغمبر بودم كه علي از دور نمايان شد. پيغمبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: سوگند به كسي كه جانم در دست اوست اين شخص و شيعيانش در قيامت رستگار خواهند بود.» و نيز از ابن عباس نقل است كه گويد: وقتي آية انّ الذّين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هُم خير البريّه نازل شد، پيامبر(صلی الله علیه وآله) به علي عليهالسّلام فرمود: مصداق اين آيه تو و شيعيان ميباشيد كه در قيامت خوشنود خواهيد بود و خداهم از شما راضي است»
در كتاب «تأسيس الشيعه» این چنین می خوانیم که: «لفظ شيعه در روزگار پيامبر(صلی الله علیه وآله) بوده است، چنانكه ابوحاتم در كتاب الزينة خود مينويسد: نخستين نامي كه در اسلام به روزگار رسول خدا(صلی الله علیه وآله) آشكار گرديد شيعه بود و آن لقب چهار تن از صحابه بود: ابوذر غفاري، سلمان فارسي، مقداد بني اسود كندي و عمار بني ياسر،‌تا اينكه هنگام صفين اين اصطلاح در ميان هواخواهان علي ـ عليهالسلام ـ منتشر گرديد» و در نهايت اينكه انس بن مالك گويد: رسول خدا(ص) فرمود: «خداي متعال در روز قيامت بندگاني را بر ميانگيزد كه از چهرههايشان نوري از راست به چپ عرشي پرتو افكن ميشود و به منزلة پيامبران هستند و پيامبر نيستند و به منزله شهيدان هستند و لي شهيد نيستند ابوبكر برخاسته گفت: من از آنان هستم اي پيامبر خدا؟ فرمود: نه سهل بن حنيف برخاسته گفت: من از آنان هستم اي پيامبر خدا؟ فرمود: نه پس رسول خدا(ص ) دستش را بر سر علي ـ عليهالسلام ـ گذاشته فرمود: اين است و شيعهاش»(1)
1. «مسيري در فرهنگ و تاريخ تشيّع» ناشر: نشر سعيد محبّي پائيز 1373

شفاعت از دیدگاه معتزله و اشاعره

 معتزله و اشاعره دو گروه مسلمان هستند که در برخی از اعتقادات اشتراکاتی با هم دارند و در برخی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اشاعره و معتزله در اصل شفاعت با یکدیگر هیچ اختلافی ندارند و هر دوی آنان شفاعت را پذیرفته اند منتهی معتزله بر این عقیده هستند که شفاعت تنها باعث ثواب زیاد خواهد شد و موجب بخشش گناه نمی باشد. و همچنین بر این عقیده هستند که شفاعت برای گناهان صغیره است و گناهان کبیره فقط با توبه قابل بخشش می باشند.

از ابوالحسن خيّاط كه يكي از بزرگان معتزله است، نقل شده كه او عليه معتقدان به شفاعت به اين قول خداوند متعال استدلال مي‌كرده كه فرموده است: أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كلَِمَةُ الْعَذَابِ أَ فَأَنتَ تُنقِذُ مَن فيِ النَّارِ. آيا تو مي‌تواني كسي را كه فرمان عذاب درباره‌اش قطعي شده از آتش برهاني؟»(1) و گفته است اين آيه تصريح دارد بر اين كه پيامبر صلّي الله عليه و آله نمي‌تواند كسي را كه مستحق عذاب است از جهنم نجات دهد.
شيخ مفيد در جواب او گفته است: كساني كه به شفاعت معتقدند، ادعا نمي‌كنند كه پيامبر(ص) نجات دهندة مستحقان عذاب از آتش است، بلكه آنچه ادعا مي‌كنند اين است كه خداوند براي گراميداشت پيامبر صلّي الله عليه و آله و خاندان پاكش آنان را از آتش رهايي دهند.

در طرف مقابل اشاعره معتقدند که شفاعت موجب بخشیده شدن گناهان توسط شفاعت کننده می باشد. عبدالرّحمن بن احمد ايجي يكي از علماي بزرگ اشاعره در كتاب مواقف در رابطه با شفاعت مي‌گويد: امت بر اصل شفاعت اجماع دارد، ما اعتقاد داريم كه شفاعت در اسقاط گناهان كبيره مفيد است.
محمد بن عمر نسفي مي‌گويد: شفاعت رسول خدا و نيكان دربارة صاحبان گناهان كبيره با استفاده از روايات فراوان ثابت شده است، قرآن كريم مي‌فرمايد:... و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنات....(2) اي پيامبر! براي خود و براي مردان و زنان مؤمن طلب بخشش كن.
درخواست مغفرت براي ديگران همان شفاعت است. چنان كه در آيه ديگر مي‌فرمايد: فما تنفعهم شفاعة الشافعين.(3) شفاعت شفاعت كنندگان براي كافران نفع ندارد.
از اين آيه استفاده مي‌شود كه اصل شفاعت وجود دارد. زيرا آيه ياد شده تنها شفاعت نسبت به كافران را نفي مي‌كند و از اين امر مي‌توان امكان شفاعت براي مؤمنان را اثبات نمود. وي در ادامه مي‌گويد: روايات فراوان نيز مسأله شفاعت را تصديق مي‌كند.

1. زمر23
2. زمر:19.

3. مدثر:48.

4. سبحاني، جعفر، آيين وهابيت، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1364، ص260.

آيا از رسول خدا(ص) نوشته اي باقي مانده است.؟

با توجه به بررسی هایی که در مورد مکتوبات قدیمی صورت گرفته، هیچ دست خطّی که منسوب به پیامبر صلی الله علیه وآله باشد وجود نداشته و ندارد. همانگونه که می دانیم پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله امیّ بودند به همین خاطر نوشته یی که منسوب به خود ایشان باشد وجود ندارد. ولی سخنان حضرت تا جائی که امکان داشته توسّط صحابی بزرگوار آن حضرت ثبت و ضبط شده است و تعداد زیادی از آنها در زمان حاضر موجود می باشد. اگر چه پس از رحلت رسول الله(صلی الله علیه وآله) به مدت طولاني مردم از نقل حديث ممنوع یودند، امّا در عين حال برخي از سخنان آن حضرت، بعدها نوشته شده كه بسياري از آن ها توسط امامان شيعه و صحابه و تابعين نقل شده و در كتاب هايي نظير كتاب هاي چهارگانه شيعه و كتب حديثي اهل سنت گردآوري شده است.

نامه هاي آن حضرت نيز در كتابي سه جلدي توسط آيت الله احمدي ميانجي (ره) به نام «مكاتيب الرسول» از منابع متعدد گرد آوري و تدوين شده است.

مذهب چه نقشی در زندگی دارد؟

هر انسانی به سبب فطرتی که در درون خود دارد، کشش هایی به مذهب و خداگرائی دارد. در واقع همانگونه که می دانیم همه ی انسان ها بر مبنای فطرت به دنیا می آیند و انتخاب مذهب بیش از اینکه موضوع عقلی باشد، یک موضوع فطری و درونی می باشد.

در این میان موضوع مذهب در میان ادیان همواره بحث های داغی به همراه داشته است. مهمترین ثمره ی مذهب رسیدن به سعادت می باشد. سعادتی که گرانبها ترین گوهری است كه تمامي آدميان در طول تاريخ به دنبال آن بوده اند و براي رسيدن به آن بايد در سه بخش عمده به برنامه ريزي و تنظيم روابط اصولي بپردازند كه آنها عبارتند از:
1. برنامه ی ارتباط انسان با خودش: یعنی اینک انسان خودش را بشناسد و بداند که از کجا آمده و قرار است به کجا رود و قدر و منزلت خود را بداند.

2.برنامه ی ارتباط انسان با خدا:یعنی اینکه خدا و اوصاف او مورد شناخت قرار گیرد و اینکه بدانیم در قبال او چه وظیفه ای داریم.

3.برنامه ی ارتباط انسان با مخلوقات: یعنی اینکه معيارهاي اخلاقي و اجتماعي را به طور كامل فرا بگیریم و سپس آنها را به كار بست. معيارهايي همچون تقوا، عفاف، عدالت، صداقت، شجاعت، و ...
با توجه به این سخنان می توان اینگونه نتیجه گرفت که رسیدن به سعادت واقعی در گرو این برنامه های سه گانه می باشد. این را هم باید بدانیم که عقل به تنهایی نمی تواند وسیله ی بدست آوردن سعادت و خوشبختي باشد چرا که در جهان كنوني با تمام پيشرفتهایی که صورت گرفته بازهم بشر در بدبختي و بيچارگي بسر مي برند. با این وجود ما انسان ها احتياج به كسي داريم كه از هر گونه خطا و اشتباه و افراط و تفريط بري باشد و آگاهي كامل نسبت به تمام جوانب و نيازهاي بشري داشته باشد. 

زعامت و رهبری، عامل اصلی اختلاف در امّت اسلامی

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در زمان حیات خود چندین بار امامت و رهبری حضرت علی علیه السلام را به مسلمانان گوش زد کرد. ولی متأسفانه بعد از رحلت پيامبر صلّي الله عليه و آله هیچ یک از دستورات حضرت عملی نشد و عدّه اي از صحابه سفارشات حضرت را نادیده گرفتند و در ضديّت با اهل بيت عليهم السّلام گام برداشتند. به همین خاطر اختلافات فکری زیادی در میان مسلمانان پدید آمد و مذاهب گوناگونی در اسلام پایه ریزی شد.
مهمترين اختلاف در میان مسلمانان به مسئله ی زعامت و رهبري جامعه اسلامي بازمی گردد كه مسلمانان به دو دسته ی شیعه و سنّی تقسیم شدند. روزهای نخست رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله برخی از صحابی که سودای قدرت و حکومت را در سر خود می پروراندند، گرد هم جمع شدند و برای مسلمانان خلیفه تعیین کردند و به سبب قدرتی که بدست آورده بودند جمعیّت زیادی به سمت آنها کشیده شد. و در طرف مقابل گروهی از اصحاب با تمسك به قرآن و روايات همچون حديث ثقلين، يوم دار، منزلت و غدير و ... تعیین امام را امری الهی دانستند و بر این عقیده بودند که بايد امام از طرف خداوند و پيامبر تعيين گردد. و مردم نقشي در تعيين امام ندارند و امامت استمرار نبوت مي باشد.

صابئين چه كساني هستند؟و منظور از صابئین که در قرآن امده چه کسانی هستند؟

در قرآن کریم دو مرتبه نام صابئین مطرح شده است. با توجه به ایکه نام صابئين در كنار يهود، نصاري، مجوس و مشركان آمده است، اینگونه بدست می آید که آنها گروه مستقلی هستند و با این چهار گروه متفاوت می باشند. 

«صابئين» جمع واژه ی«صابي» است و منظور از آن کسانی هستند که علاوه بر اعتقاد به ايمان به خدا و معاد، خود را از مریدان حضرت يحيي(عليه السّلام) می دانند. این گروه قدرت خاصی برای ستارگان قائل هستند و معتقدند که ستارگان توانائی تدبیر را دارا هستند. آن ها علاوه بر اعتقاد ويژه به ستارگان، معتقدند كه بايد غسل هاي متعددي را در تابستان و زمستان در رودخانه ها و آب هاي جاري انجام دهند.
وضعیت فعلی این گروه مطابق تحقیقاتی که صورت گرفته، نزدیک به پنج هزار از این گروه هم اکنون در سواحل رود كارون، و قريب هشت هزار نفر در عراق، اطراف دجله و شهرهاي ديگر، سكونت دارند.
در تفسير قمّي آمده است: صابئين نه مجوس هستند، نه يهود و نه نصاري و نه مسلمان، بلكه ستارگان و نجوم را عبادت مي كنند.
1. تفسير نور، ج 1، ص 151.

دربارة دين آلت پرستي در هندوستان توضيح دهيد؟

سرزمین هند همانگونه که در اقلیم آب و هوا بسیار سرزمین عجیبی می باشد، در زمينة اديان هم سرزمين عجيبي است. مردم سرزمين هندوستان مردماني داراي عقايد و دينهاي گوناگون هستند. در آنجا از گاو پرستي و بت پرستي و ... گرفته تا آلت پرستي در بين مردم رواج دارد. گوناگونی مذهب و عقیده در هندوستان به حدّی است که برای آلت جنسی ارزش قائل شده و آنرا مي‌پرستند. در هندوستان معبدی به نام شيوا (لينگايي هند) موجود است که در اين معبد آلت تناسلي مردانه‌اي كه از نقره ساخته شده در وسط معبد قرار دارد، زيارت كنندگان مرد و زن هر دو به نيايش و استغاثه به درِ خانه اين مجسمه (معبود) مشغول بوده هر كدام فرمولها و اوراد نيايشي خاصي را زمزمه مي‌كنند و حاجات خود را طلبند.

پرستش «لينگا» به این نحو است که با آب و يا شير آن را استحمام مي‌ دهند، ديگران آنرا لمس كرده، روغنهاي خوشبويي به آن ماليده، آن را با گلهاي تزئيني زينت مي‌كنند و عده‌اي نيز نذورات خود براي آنرا به كاهن (روحاني) معبد مي‌دهند. در تمام نقاط شهرهاي هند این مجسّمه به راحتی یافت می شود و در تمام معابد شيوايي در نقطة مركزي معبد كه مقدسترين مكانهاي مقدس معبد مي‌باشد مجسمه‌اي از يك آلت تناسلي قرار داده شده است .

1. اديان در جوامع امروز، ترجمة عبد الرحيم گواهي، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1374، ج1، ص246 و 247.

................

فرقه شیخیه

یکی از فرقه های اسلامی که از شیعه پدید آمده، فرقه ی شيخيه می باشد که از پيروان شيخ احمد احسائي متوفي قرن سيزده «هـ. ق» می باشند. در جواب این سوال اینگونه گفته شده که شيخ احمد احسائي در جواب ملا محمد حسين اناري كه پرسيده است: آيا فضولات ائمه اطهار عليهم السلام از خون، بول و غائط فقط به خود ائمه اطهار عليهم السلام نجس است و به ديگران پاك است يا اينكه براي ديگران نيز نجس است؟
اینگونه جواب می دهد که: مشهور اين است كه هم بر خود ائمه اطهار عليهم السلام و هم بر ديگران نجس است اما اصل اين است كه خون، بول و... معصومين پاك است. چرا كه نجاست بر اثر معاصي است و معصومين از گناه پاكند و اگر مشهور مي گويد نجس است به اين علت است كه مبادا مردم از پاكي خون امام، پاك بودن خون ساير انسان ها را نيز نتيجه بگيرند وگرنه مشهور هم نجس نميدانند.
آنچه که بیان شد سخنی است که فرقه ی شیخیه به آن باور دارند. البته باید گفت که فرقه ی شیخیه بخاطر انحرافاتي كه از مسير ولايت پيدا كردند ناخواسته در مسیر باورهای غلط دینی قرار گرفتند و با مباني اسلام و به خصوص شيعه اثني عشري به مخالفت بر خواستند.

حضرت علی، مولود کعبه

حضرت امام علی علیه السّلام هنگام تولّدش خانه کعبه شکافته شد و مادر ایشان فاطمه بنت اسد به کعبه داخل شدند و در همان مکان مقدّس امیرمومنان علی علیه السّلام به دنیا آمد. این ماجرا هم توسط شیعیان و هم اهل سنّت در کتب معتبر نقل شده است و هیچ شکّ و تردیدی در آن وجود ندارد. علامه امینی در کتاب گرانقدر الغدیر با توجّه به ولادت حضرت علی علیه السلام اینگونه می نویسد که: «امیرالمؤمنین(ع) چون مرواریدی بود که در صدف کعبه رشد کرد و کعبه چون صدفی بود که امیرالمؤمنین مانند مروارید در آن قرار گرفت، وقتی که صدف کعبه از مروارید با ارزش خودش جدا شد، امیرالمؤمنین(ع) جهان را با نور درخشان خود نورانی کرد و در فضا عطر علوی منتشر شد.

اما در آیه 16 سوره مریم بیان می‌کند: «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَانًا شَرْقِیًّا»؛‌ و در این کتاب از مریم یاد کن آنگاه که از کسان خود در مکانى شرقى به کنارى شتافت و بعد خداوند در این آیات جریان باردار شدن حضرت مریم(س) را بیان می‌کند تا به اینجا می‌رسد که «فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَکَانًا قَصِیًّا»؛ سرانجام مریم به حضرت عیسی باردار شد و او را به نقطه دوردستی رفت؛ یعنی در بیت‌المقدس جای ولادت حضرت عیسی(ع) نبود، لذا برای وضع حمل به یک مکانی دوردست رفت.»

پاورقی:

1. ضحي : 6 ـ 7.
2. هود : 49.
3. نساء : 113.
4. احزاب : 33.
5. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج2، ص94 و ج40، ص136

قبرستان وادی السّلام

قبرستان وادی السّلام پس از قبرستان بقیع و ابوطالب مهمترین گورستان تاریخ اسلام محسوب می شود و در روایات قداست خاصّی برای این مکان بیان شده است. امام صادق عليه السّلام فرموده: در شرق و غرب عالم هر مومني از دنيا برود، خداوند سبحان روح او را به وادي السلام منتقل مي نمايد. گويا مي بينم انسان هاي با ايمان گروه گروه كنار همديگر نشسته و با هم صحبت مي كنند.(1)

در این قبرستان تربت پاک دو تن از پیامبران بزرگ الهی وجود دارد هر چند ممکن است تعداد بیشتری از پیامبران آنجا در باشند ولی قبر دو نفر از آنها معروف است یکی حضرت بود و دیگری حضرت صالح علیهما السّلام

البته در زیارت نامه امام علی علیه السلام اینگونه آمده است که «سلام بر تو اي مولاي من و بر دو تن همجوار تو در اين بقعه كه حضرت آدم و نوح ـ عليهم السلام ـ مي باشند. اين قسمت از زيارت نامه در اكثر كتابهاي روائي و ادعيه ذكر شده است ولي در كتاب منتخب التواريخ دنبال آن سلام اينچنين وارد شده: درود و سلام بر دو همسايه شما هود و صالح كه در قبرستان وادي السلام آرميده اند .»(2)

اگر اين قسمت مأثور باشد و از معصومين عليهم السّلام رسيده باشد دلالت مي نمايد كه غير از اين دو بزرگوار پيامبري در قبرستان وجود ندارد و گرنه نمي فرمود بر دو همسايه شما به ديگران هم اشاره مي فرمود.این زیارتنامه دلالت میکند بر اینکه در این قبرستان فقط همین دو پیامبر بزرگ الهی مدفون می باشند هر چند در مقابل این قول عدّه‌ای از مورّخین معتقدند که پیامبران بیشتری در این قبرستان مدفون می باشند.

1.مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفا، طبع سوم، 1403ق، ج6، ص268.
2.خراساني، ملاهاشم، منتخب التواريخ، تهران، كتابفروشي اسلاميه، چاپ سوم، 1347ش، ص171

چه رابطه اي بين شيعه و مذهب ماتريديه وجود دارد؟

شيعة‌ اثني عشريه با مكتب هاي غير ولائي بيشتر مقابل هم هستند تا وجه اشتراك داشته باشند كه در اين نوشتار به اختلافات اساسي شيعه با مسلك ماتريديه اشاره مي كنيم:


1. امامت: شيعه معتقد است امامت منصبي الهي مي باشد كه بايد از طرف خداي متعال به كساني كه صلاحيت آن را دارند داده شود و خداوند بوسيلة پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ، اميرالمومنين علي ـ عليه السّلام ـ را جانشين بلافصل و امام مسلمانان بعد از رسول خدا قرار داد. و پس از آن حضرت امام حسن مجتبي و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ و سپس نه نفر از فرزندان امام حسين ـ عليه السّلام ـ يكي پس از ديگري به دستور خداوند و به وسيلة پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي تصدي مقام امامت تعيين و منصوب شدند، چنانچه جابر بن عبدالله انصاري در تفسير «اولي الامر» اين مطلب را از رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل كرده است.(1) امّا اهل سنت كه ماتريديه از پيروان مذهب حنفيه در كلام و فقه است، مي گويد: امامت الهي همانند نبوت، با رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ خاتمه يافت و از آن پس تعيين زمامدار جامعه به عهدة مردم گذاشته شده است و حتي برخي تصريح كرده اند كه اگر كسي به زور اسلحه بر مردم هم مسلط شود، اطاعت وي بر ديگران لازم و واجب خواهد بود.

2. رؤيت خدا در روز قيامت: در مكتب شيعه، خداوند را نمي توان ديد ولي ماتريديه مي گويد: هر چند عقلاً نمي توان گفت خداوند قابل ديدن است ولي ظاهر قرآن ديدن خداوند را ثابت مي كند. و ما حق نداريم ظاهر قرآن را توجيه كنيم پس طبق قرآن كريم، مردم در روز قيامت خداوند را خواهند ديد.(2)

3. قياس و استحان: در مكتب شيعه اولين كسي كه قياس كرد شيطان بود كه گفت: خدايا مرا از آتش و آدم را از خاك آفريدي (و آتش بهتر و والاتر از خاك است.)(3) ولي ماتريديه كه در كلام و فقه پيرو ابوحنيفه امام حنيفان اهل سنت است به قياس و استحان عمل مي كند.(4)

4. ايمان: در اعتقاد اماميه، ايمان به خداوند عبارت است از: اعتقاد قلبي، اقرار زباني، عمل به اركان ولي ما تريديه مي گويد: ايمان تصديق قلبي است و دوتاي ديگر لازم نيست براي همين است اگر كسي مرتكب گناهان كبيره شود باز مؤمن است چون عمل به دين جزو شرايط ايمان نيست ولي در ديدگاه اماميه مرتكب گناه كبيره فاسق است.(5)
بنابراين بيشترين و اساسي ترين اختلاف بين ماتريديه و شيعه، امامت، توحيد، ايمان و نحوة اجتهاد در فقه است و اگر گاهي مشاهده شده است در برخي مسائل اتفاق نظر دارند، در برخي از مسائل مربوط به حسن و قبح عقلي مي باشد و به اين موارد اتفاقي بين شيعه و ماترديه به طور فهرست وار نگاه مي كنيم:
1. حسن و قبح عقلي.(6)
2. لزوم شناخت خداوند قبل از بعثت انبياء با دلايل عقلي نه نقلي و تقليدي.(7)
3. اختيار انسان در پذيرفتن حق يا باطل و عمل كردن به احكام الهي: يعني انسان به اختيار خود و قدرت خدادادي اعمال را بجا مي آورد.(8)
4. خداوند عادل است و ظلم خداوند عقلاً محال است.(9)
5. خداوند به آنچه انسان طاقتش را ندارد او را تكليف نمي كند.(10)
6. جواز شفاعت.(11)
7. عصمت انبياء.(12)

 

پاورقی:

1. سورة نساء. آية 59 و حسين بحراني، هاشم، البرهان، ج 2، ص 103، تهران، بنياد بعثت، اول، 1415 ق.
2. سورة قيامة، آية 23، و سبحاني، جعفر، اضواء علي عقايد الشيعه الاماميه و تاريخم، ص 701. و سيد مرعشي، شرح احقاق الحق، ج 1، ص 144، قم. مكتبة مرعشي نجفي.
3. ص، 76.
4. مشكور، محمد جواد، سير كلام در فرق اسلام، ص 369 و ص 461، تهران، شرق، اول. 1368 ش.
5. سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 4، ص 13، قم، توحيد، 1373 ش.
6. ميلاني، علي، نفحات الازهار، ج 18، ص 53، بي جا، مولف، اول، 1420 ق.
7. سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 4، ص 17، قم، توحيد، اول، 1373 ش.
8. همان، ص 23 و رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 230.
9. مشكور، محمد جواد، سير كلام در فرق اسلامي، ص 48، تهران. شرق، اول. 1368 ش.
10. همان.
11. همان، ص 419.
12. ابوعذبه، الروضه البهيه فيما بين الاشاعره و الماتريديه، ص 87، هند، حيدر آباد، 1332.

آیا پیامبر و اهل بیت ایشان تحت تعلیم کسی قرار داشته اند یا خیر؟

يك مسئله یی که پیرامون آن سخن گفته می شود، مسئله معلّم داشتن و نحوه ی تعلیم انبيا است. این سخن به این معناست که پیامبران الهی عليهم السّلام از يك قوّه‌ ی الهی تعليم مي گرفته اند منتهی نحوه ی تعلیم آنها از طریق حواس قابل درک نبوده و همچنین از يك موجودي كه در طبيعت به آن معلم بشري مي گويند هم نمی باشد. بنابراين انبيا عليهم السّلام در ذات خودشان بشري هستند مثل بقيه انسان ها. خداوند متعال در این باره می فرماید: «آيا خدا تو را يتيمي نيافت كه در پناه خود جاي داد (و از شر دشمنانت نگهداري كرد) و تو را ره گم كرده (و حيران) يافت و راهنمايي كرد».(1) يعني پيغمبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم در ذات خودش مثل بقيه انسان ها است.

بنابراین پیامبران الهی عليهم السّلام با توجّه به ارتباطی که با وحی داشتند، تحت تعلیم و تربیت قرار گرفتند و از طرفی دیگر پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم كه خاتم انبيا و اشرف مخلوقات و مظهر تام و تمام انسان كامل است: الگوي تام و كامل براي مسلمانان و بشريت است چنان چه قرآن مي فرمايد: لقد كان لكم في رسول الله اسوةٌ حسنة(2)به درستي كه براي شما در رسول خدا الگو و اسوه حسنه است.

و همچنین اهلبيت عليهم السّلام و در رأس آن بزرگواران، اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ كه خود در دامن پر محبت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ تربيت شده و رشد يافت و وارث همه علوم و معارف آن حضرت و نيز اخلاقيات و ساير كمالات انساني او گرديد. و ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ نيز يكي پس از ديگري وارث علوم نبوي بودند و زندگي پر بارشان مظهر تام زندگي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بوده اند و همان گونه كه خود سر مشق زندگي براي مسلمانان و بلكه بشريت بوده اند، سرمشق زندگي و الگوي آن را از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بالواسطه دريافت نموده اند.
................

1. ضحي : 6 ـ 7.
2. احزاب : 33.

مذاهب کلامی اهل سنت

پس از آنکه رسول اسلام صلی الله علیه و آله از دنیا رحلت کردند اختلاف و دو دسته گی در میان مسلمان رخنه پیدا کرد. در ابتداي پيدايش چنین اختلافاتی اهل سنت نام و نشان خاصّی نداشتند و فقط به عنوان طرفداران عمر و ابوبكر شناخته مي شدند تا اينكه در زمان عباسيان بر عليه كساني كه خلافت سه خليفه اول را قبول داشتند اسم اهل سنت اطلاق شد.
اهل سنت در زمان خلفاي عباسي به سبب اختلافاتی که در میان آنها بوجود آمد از نظر كلامي به چند فرقه كلامي تقسيم شدند كه مهمترين آنها معتذله و اشاعره بودند. معتزله در اثر عوامل سياسي و اجتماعي به مرور زمان منقرض گرديده و فقط كتابهاي اين فرقه درباره كلام و اعتقادات بر جاي مانده است. اين فرقه كلامي معتقد به پنج اصل در دين ميباشد كه عبارتاند از:
1. توحيد: منظور از اين اصل اعتقادی اين است كه خداوند از حيث ذات و صفات يگانه و یکتا است و صفات زايد بر ذات را از خداوند به دور می دانند و در مقابل آن منكر توحيد افعالي مي باشد.
2. عدل: مراد از عدل در نزد معتزله اينست كه در خارج اموري است كه با قطع نظر از حكم شارع داراي حسن و قبح عقلي ميباشند و خداوند مرتكب عمل قبيح نميشود بنابراين ظلم و تكليف مالا يطاق و امثال اينها كه عقلاً قبيح هستند از خداوند صادر نميشود.
3. منزلة بين المنزلتين: مراد از اين اصل اينست كه مقام و منزلتي بين كفر و ايمان وجود دارد مرتكب گناه كبيره نه كافر است و نه مؤمن بلكه در آن منزلت قرار دارد.
4. وعده و وعيد: بنابراين اصل خلف وعده و وعيد بر خداوند محال است. هر ثوابي را كه درباره مؤمنان وعده داده و هر عقابي را كه درباره كافران گفته است عملي خواهد نمود .
5. امر به معروف و نهي از منكر: اين اصل فقط مختص به شیعه و سنی نیست بلکه مورد اتفاق همه مسلمانان مي باشد که به عنوان يكي از اصول دين از آن یاد می کنند.

رافضه به چه معنا می باشد؟

«رافضه» به معنای ترک کردن و از ماده «رفض» گرفته شده است. در کتاب مقابيس اللغة این چنین می خوانیم که: (رفضتُ الشيء أي تركته) يعني فلان شيء را رفض كردم يعني آن را ترك كردم. و در ادامه گفته: به كساني كه با اميران و حاكمان خود مخالفت مي كردند، روافض گفته مي شد.(1)
اين واژه در ابتدا به كساني گفته می شد كه با حكومت وقت مخالفت مي كردند. و اين كه بعدها به شيعيان رافضه اطلاق شد به اين خاطر بود كه شيعيان را به ترک دين و خروج از آن متّهم كردند و آنان را مخالف و ترك كننده خلفا مي دانستند.
اين اصطلاح در مورد شيعيان به دو صورت استفاده شده است:
الف) گاهي اوقات اين اصطلاح به تمام فرقه هاي شيعه اطلاق شده چنان كه اسفرايني، اماميه را يكي از فرقه هاي رافضه در كنار دو فرقه ديگر (كيسانيه و زيديه) به حساب آورده است.
ب) و گاهي اين واژه به فرقه خاصي از شيعه (اماميه) اطلاق شده چنان كه ابوالحسن اشعري گفته است: «دومين گروه از شيعه، رافضيان يا اماميه اند»
به هر صورت با توجه به اتفاقاتی که در زمان خلفا صورت گرفته این چنین فهمیده می شود که دشمنان امامیه با اتهامی که به آنها می زندند سعی در تضعیف و به انزوا كشيدن شيعه داشتند چرا كه از اين طريق آنها را به ترك دين و خروج از اسلام متهّم می کردند. حال جاي بسي تعجب است كه محبّان اهل بيت عليهم السّلام به خروج از دين متهم مي شوند، اهل بيتي كه مردن همراه با محبّت آنان، مردن در اوج و كمال ايمان است (من مات علي حبّ آل محمد مات مؤمناً متكمل الايمان).

1.محمد بن فارس، معجم مقابيس اللغة، ذيل كلمه رفض.

چرا حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ را كريمه اهل بيت مي نامند؟

بانو فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر امام موسی کاظم علیه السّلام و كريمه اهل بيت عليهم السّلام می باشد. امام موسي بن جعفر عليه السّلام دختران زيادي داشتند که مطابق گفته ی علماي شيعه حضرت معصومه سلام الله عليها نسبت به سایر دختران حضرت از فضیلت بیشتری برخوردار بودند. «شيخ عباس قمي» در منتهي الآمال این گونه مي نويسد: «... بر حسب آنچه به مارسيده افضل آنها، سيده جليله معظّمه فاطمه بنت امام موسي عليه السّلام معروف به حضرت معصومه است.» 

حضرت معصومه القاب و صفات بسیار زیادی دارند که در این میان دو لقب «معصومه» و «كريمه اهل بيت» از شهرت بیشتری برخوردار هستند. در رابطه با لقب «كريمه اهل بيت» در كتاب «در حريم حضرت معصومه سلام الله عليها » اينگونه آمده است كه: «در ايام محبوس بودن پدر بزرگوارش. حضرت موسي بن جعفر عليه السّلام و در روزگار مسافرت برادرش حضرت رضا عليه السّلام ، در دفاع از حريم ولايت و پاسداري از خط امامت، آنچنان نقش مؤثري ايفا نمود كه به «شفيعه روز محشر» و «كريمه اهل بيت پيامبر» اشتهار يافت.» و در كتاب «فروغي از كوثر»، ذيل عنوان «كريمه اهل بيت» آمده است كه: «اولياء الهي منشاء كرامات و عناياتي بوده اند كه آثار يك عمر اخلاص و وارستگي آنهاست. از دير زمان، آستانِ قدس فاطمي منشاء هزاران كرامت و عنايت ربّاني بوده است...»

 پاورقی:

1.دختران امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ .
2. قمي، عباس، منتهي الامال، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، 1412 هـ ، ج2، ص 430.

اسلام و گرایشات مذهبی از چه تاریخی در ایران پدید آمدند؟

اعرابی که در جزیرة العرب و عراق روانه مناطق ایران شدند، نقش بسزایی در نفوذ اسلام در ایران داشتند. در طول قرن اوّل و دوّم تعداد زیادی از اعراب بخاطر فتوحاتی که در ایران صورت پذیرفت به ایران مهاجرت کردند و زمینه‌ساز نفوذ اسلام در ایران شدند. این نوع از مهاجرت ها معمولا به شکل قبیله ای صورت می گرفت و در هر منطقه ای تعدادی از این قبائل سکونت می کردند. اين سكونت ها به حدّي بوده است كه گاه شهري يك پارچه مملوّ از مهاجران عرب مي شده است.
يعقوبي در این باره مي نويسد: در تمام شهر هاي خراسان اقوام عربي از قبايل ربيعه و مضر و نيز قبايل يمني، حضور داشتند. اهالي مدينه شيروان مخلوطي از عرب و عجم هستند، شهر هاي مشابه ديگر عبارتند از حلوان، حمير، دينور، قزوين، نهاوند عرب و عجم هستند، غالب مردم قم عرب هاي اشعري هستند، فريدن و منطقه جرمقاسان در اطراف اصفهان قومي از عرب از قبيله هَمدان زندگي مي كنند، اهالي ري و نيشابور مخلوطي از عرب و عجم اند.(1)

در واقع گرایش های مذهبی که از اسلام منشعب شد همه از همین طریق در ایران گسترش پیدا کردند. چرا که ایرانیان در اوایل قرن اول آشنایی کافی با جریانات اسلامی نداشتند و با ورود اعراب آرام آرام گرایشات اسلامی و مذهبی در ایران رواج پیدا کرد.

1.بلاذی، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، 1:292 ـ 237، قاهره، مکتبه النهضه المصریه.

قضاوت های حضرت علی علیه السلام

زندگی امیرالمومنین علی علیه السّلام همواره مملوّ از برکات و فضایل بوده است. در این باره کتاب های زیادی پیرامون مناقب و فضائل حضرت علی علیه السّلام به رشته تحریر درآمد که تنها گوشه ای از فضائل ایشان را ثبت و ضبط کردند. به قول شاعر: كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست ـ كه تركنم سرانگشت و صفحه بشمارم.

با این وجود داستان های شگفت انگیزی درباره قضاوت های حضرت علی علیه السّلام بیان شده است که در این نوشته به یک نمونه از قضاوت های آن بزرگوار اشاره می شود. نقل شده است که مردی را در خرابه دیدند در حالی که کاردی خون‌آلود در دست داشت و در همان مکان یک نفر در خون خود می غلطید و در نهایت کشته شد. آن مرد را دستگیر کردند و نزد حضرت علی علیه السّلام بردند. حضرت فرمودند: چه می گویی؟ متهم گفت: من آن مرد را کشتم. امام علیه السّلام طبق اقرار خود شخص دستور قصاص او را داد. ناگهان مردي شتابان نزد آن حضرت آمده و گفت: من آن شخص را كشته ام.
امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ به مرد اول فرمود: چطور شد عليه خودت اقرار كردي؟
متهم: زيرا توانايي انكار نداشتم، بدان جهت كه افرادي مرا در خرابه اي با كاردي خون آلود بر بالين كشته اي ديده بودند و بيم آن داشتم كه اگر اقرار نكنم، مرا بزنند. حقيقت مطالب اين است كه من در نزديكي آن خرابه گوسفندي را ذبح كرده، پس در حالي كه كارد خون آلودي در دست داشتم، به منظور قضاي حاجت، داخل خرابه شدم، ناگهان كشته اي را ديدم كه در خون خود مي غلتيد، بالين او رفته حيرت زده به او نگاه مي كردم، كه ناگهان اين گروه وارد خرابه شده، مرا به آن حال ديده و دستگيرم نمودند.
امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ به حاضران فرمود: اين را به نزد فرزندم حسن ببريد و از او حكم مسأله را بپرسيد، حضرت امام حسن ـ عليه السلام ـ در پاسخ آنان فرمود: به امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ بگوييد: اگر چه اين مرد، مسلماني را كشته، ولي جان ديگري را از مرگ نجات داده است و خداوند مي فرمايد: ...وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا(1)
بنابراين هر دو آزاد مي شوند و خون بهاي مقتول از بيت المال پرداخت مي گردد.
لازم به ذكر است كه امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ از اين جهت اين مسأله را به فرزندش امام حسن ـ عليه السلام ـ ارجاع دادند كه مي خواستند به مردم بفهمانند كه امام بعدي، آن بزرگوار مي باشند و الاّ خودشان مي توانستند همان حكم فرزند شان را جاري سازند. بدون اين كه نيازي به ارجاع به وي باشد.

 


پاورقی:

1.. مائده : 32.

منظور از «سید ها» چه کسانی هستند؟

در مذهب تشیع احترام خاصّی برای سادات وجود دارد و این احترام ناشی از آن است که نسل این بزرگواران با پیامبر و اهل بیت او می رسد. به همین خاطر در پاره یی از مسائل دینی و شرعی با افراد عادی متفاوت هستند.

 برخی از فقها بر این نظر هستند که سيّد به کسی گفته می شود که از طرف پدر به «عبدالمطلّب» برسد و بعضي ديگر قائلند از جانب پدر به «هاشم» برسد كه پدربزرگ پيامبر بوده يعني پدر «عبدالمطلب». پس بني هاشم يعني فرزندان هاشم كلاً سيد محسوب مي شوند مثل «عبدالله، ابوطالب...» پس اين مورد اتفاق همه فقهاست كه اگر شخصي از جانب پدر به «عبدالمطلب» منتسب شد سيد است.

 البته در این میان کسانی هم بوده اند که به عقیده ی آنان اگر شخصي از طرف مادر هم به «عبدالمطلب» منسوب باشد «سيّد» است. اما این قول نادري است و قابل قبول اكثر فقها نبوده لذا انتساب از جانب پدر را همگي پذيرفته اند.
اميرالمومنين (عليه السلام) و پدر وي و پدر بزرگ وي «سيّد» بوده اند و تمام فرزندان وي از ديگر زنان مثل حضرت عباس ـ عليه السلام ـ و برادران وي همگي سيداند همچنين فرزندان آنها نيز سيداند. اما فرزندان زهرا ـ سلام الله عليها ـ به علّت وجود مادر خود از شرافت بيشتري برخوردارند كه ديگران از اين نعمت محرومند.

مثلث نعمت يعني‌چه؟ و چرا اين لقب را به حضرت ادريس داده‌اند؟

خداوند متعال برای هدایت بندگان پيامبرانش را با انواع معجزات به سوی آنان فرستاد. در این میان برخی از پیامبران همانند پیامبر اسلام مجهز به سلاح علم و دانش بودند و برخی دیگر همچون حضرت عیسی مسلّح به سلاح معجزه و قدرت تصرّف و شفا دادن بيماران كرده و بين مردم فرستاد. 

ادريس عليه السّلام نيز يكي از انبياي الهي است كه در قرآن از او مكرر ياد شده است. وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا(1) او مثل عيسي عليه السّلام زنده است وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا(2)

حضرت ادريس پیامبری بود که بسيار متفكّر بود و همراه سکوت را به صحبت کردن ترجیح می داد. او مبدع و مؤسّس بسياري از علوم و متون است او تدريس مي‌كرد، ادريس آشنا به هفتاد زبان بود و به آن‌ها تكلم مي‌كرد. و به آن زبان‌ها مي‌توانست مردم را تدريس كند. شغل او تدريس و معلّمی بود. علم نجوم و ستاره شناسی را به مردم مي‌آموخت، او علم حكمت را در نقاط مختلف جهان از جمله يونان گسترش داد و حكماي الهي يونان از علم او بهره برده‌اند،‌او در ميان يونانيان به طر سمين وارمس مشهور است و اعراب آن جناب را هرمس والمثلث بالنعمه خوانند. مراد از هرمس عطارد است و مقصود از نعمت در كلمه مذكوره ‌حكمت،‌ حكومت و نبوت است، يعني خداوند به ادريس این سه نعمت بزرگ را داده است.

.............

1.مريم:56.
2. مريم:57.
3. ميرخواند، روضة الصفا في سيرة الانبياء والملوك الخلفاء، ج 1، ص 63 ، و طبري، محمد بن جرير، تاريخ طبري، بيروت، ‌روائع التراث 

آیا در میان پیامبران فقط پیامبر اسلام دارای گنبد و بارگاه می باشد؟

اینکه بگوییم در میان انبیا الهی فقط پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم دارای گنبد و بارگاه باشد، سخن بدون دلیل و مدرک است چراکه بسیاری از پیامبران که در خاورمیانه ظهور کرده‌اند دارای آرامگاه مشخّص و معیّنی هستند. برای آشنایی بیشتر با این موضوع به برخی از آرامگاه های این پیامبران الهی اشاره می شود.

 1). قبر حضرت آدم و حضرت نوح علیهما السّلام که در کنار قبر حضرت علی علیه السّلام و زیر گنبد طلایی امام مدفون هستند.

2). قبر حضرت شیث وصیّ حضرت آدم که هم اکنون در موصل بغداد وجود دارد و به صورت مسجدی به نام مسجد شیث بنا شده است.

۳). قبر حضرت دانیال نبی در شوش چه امروزه محل زیارت عاشقان و دلدادگان آن حضرت می باشد

4). قبر يوشع بن نون در لسان الارض شهر اصفهان (البته به روايتي).
5). مرقدحضرت يونس نبي، در منطقه جبل التوبه شهر موصل عراق.
6). مرقد شعيب نبي در منطقه اي بنام«الدغارة» از توابع«عفك» عراق.

1. حرزالدين محمد، مراقد المعارف، نجف، مطبعة الاداب، 1389، ص23:284، و ج2، ص6ـ374. عماد زاده، تاريخ انبياء، تهران، اسلاميه، چاپ سوم، 1371ش، ص58 الي 580.

آيا تصاويري كه از اهل بيت(ع) در دسترس مردم است، شباهتي با آنان دارد يا خير؟

با توجه به روایاتی که در مورد اهل بیت علیهم السلام وجود دارد این مطلب روشن است که در روایات فقط اوصاف و خصوصیّات ظاهری این حضرت ذکر شده است و هیچ اشاره ای به عکس یا تصویر معصومين عليهم السّلام ندارد. به طور مثال درباره ی شمایل حضرت علی علیه السّلام آمده است كه: ايشان مردي كامل بودند با قد ميانة متمايل به كوتاهي، رنگ چهره و بدن گندمگون، موهاي جلو سر ايشان ريخته و در هنگام پيري محاسن بلند و سفيدي داشت، همچنين چشمهاي درشت داشت و پلكهايش قدري سنگين مي‌نمود، زيباروي و خندان و داراي شانه‌هايي پهن بود.(1)

و یا در توصیف خصوصیّات ظاهری حضرت ابوالفضل العباس عليه السّلام آورده‌اند كه: «او مردي بود جسيم و بلندبالا به گونه‌اي كه وقتي بر اسب سوار مي‌شد پاهايش به زمين مي‌رسيد و صورتش مانند ماه درخشان بود، از پدرش ميراث شجاعت و از مادر قامت بلند و تنومند را به ارث برده بود.»(2)
با توجّه به این توصیفاتی که در روایات مطرح شده برخی از هنرمندان نقاش عکس هایی ترسیم کرده اند و به حضرات معصومین نسبت داده اند. با این وجود اين گونه نيست كه اين تصاوير نمايانگر چهره واقعي آنان باشد. لذا اعتقاد به اين تصاوير وجهي ندارد. در پايان بايد گفت آنچه كه موجب سعادت و خوشبختي در دنيا و آخرت مي‌باشد آشنايي با سيره و منش پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السّلام است. همان چيزي كه كه هر مسلماني موظف اند تا نسبت به شخصيت و خواست هاي آن بزرگواران (كه همان خواست خداست) معرفت پيدا كرده و دستورات آنان را در تمام مراحل و زواياي زندگي به كار گيرند.

پاورقی:

مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 35، باب 1. تاريخ ولادت و شمايل اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ بيروت، چاپ مؤسسه وفا، ص 2.
2. عمادالدين حسين اصفهاني، زندگي‌نامه قمر بني‌هاشم، تهران،‌كتابفروشي اسلاميه، 1335. ص 10 (به نقل از مقاتل الطالبين، ابوالفرج اصفهاني).

سه پيامبري كه با هم برادر بودند چه نام دارند؟

خداوند براي هدايت بشر به صراط مستقيم و يكتا پرستي از آغاز خلقت، افراد برگزيده و صالح را به رسالت و نبوت برگزيد و بر اساس اخبار و روايات از اولين پيامبر كه عبارت باشد از حضرت آدم ـ عليه السلام ـ و آخرين پيامبر حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ، پيامبر اسلام، حدود 124 هزار پيامبر معبوث شده اند. كه البته برخي رسالت جهاني داشتند و برخي مبلغ شريعت برخي ديگر بودند. برخي از اين انبياء با هم نسبت خانوادگي داشتند مثلاً فرزندي و پدري و برادر همديگر و... .

در قرآن نام چند نفر از انبياء آمده است كه با هم برادر بودند مثل موسي و هارون، و يا اسحاق و اسماعيل و برخي از خاندان هاي پيامبران بودند، كه معروف به خاندان نبوت بودند. مثل. خاندان حضرت داود ـ عليه السلام ـ . در منابع آمده است كه داود ـ عليه السلام ـ پسران متعدد داشت همچون: ناتان، ساموع، ساخوب، يوحايار، اليشع، نفاغ، يفيع، سليمان، كه حكمت و نبوت به سليمان ارزاني شد ولي از آنجا كه اين خاندان، خاندان نبوت بود، اكثر برادران به مقام پيغمبري رسيدند و مردم را به شريعت حضرت موسي ـ عليه السلام ـ دعوت مي كردند، و سليمان در ميان آنها به مقام و عظمت و فرمانروايي كامل رسيد.(1)
در تاريخ يعقوبي و در ديگر منابع به پيامبري ناتان پسر داود اشاره شده است(2) و همچنين ابن خلدون از نبوت اليشع سخن به ميان آورده است،(3) از اين روي، سليمان، ناتان، اليشع سه برادري هستند كه به پيامبري رسيدند. از پيامبران ديگري كه برادر بودند و به نبوت و پيامبري رسيدند و البته پيامبري اين ها بيشتر به عنوان يك مبلغ بوده و شريعت هاي پيشين را تبليغ مي كردند، نظير چهار برادري كه پيامبر بودند و شريعت حضرت ابراهيم را تبليغ مي كردند كه عبارتنداز: 1. دارع، ايثان، اهيمان و ملكان كه گفته شده پسران زرح بن يهودا بن يعقوب بودند و در مصر دين حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ را تبليغ مي كردند.(4)
اينها اخباري بود كه در كتب تاريخ نقل شده است. البته شايد تعداد بيشتري از پيامبران باشند كه با هم برادر بودند و پشت سر هم يا همزمان به امر نبوت و تبليغ شريعت مي پرداختند.

 


پاورقی:

1.اصفهاني، عمادالدين حسين، تاريخ انبياء، تهران، کتابفروشي اسلام، 1347ش، ص606.
2. يعقوبي، احمد ابن واضح، تاريخ يعقوبي، بيروت، دار صادر، بي تا، ج1، ص52.
3. ابن خلدون، عبدالرحمان، تاريخ، ترجمه آيتي، عبدالحميد، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1363ش، ج1، ص108.
4. مستوفي، حمدالله، تاريخ گزيده، تهران، اميرکبير، 1364ش، ص59.