سلسله عباسیان در ابتدای قیام خود با نام اهل بیت و با انگیزه خون خواهی از شهیدان علوی شروع کردند و با شعار «الرّضا من آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم» قدرت را به دست آوردند. ولی بعد از گذشت اندک زمانی شیوه رفتاری خود را با علویّان تغییر دادند و آنها را از عرصه سیاست دور کردند و رفتار خشونت آمیز و خونینی نسبت به سادات علوی در پیش گرفتند.

 پس از گذشت چند سال که مأمون خلیفه عباسی مستند قدرت را بدست گرفت، رفتاری مخالف با رفتار اجداد خود در پیش گرفت و به امام رضا علیه السّلام پیشنهاد خلافت داد. این پیشنهاد از سوی امام رضا ردّ شد و به همین خاطر مأمون به ناچار او را به سِمَت ولايتعهدي خود برگزيد و لباس سياه را كه شعار پدران و نياكان خود بود، به لباس سبز به نشانه سادات علوي تغيير داد.
این رفتار سبب شد تا انگیزه اصلی این کار برای مورخان و سیره نویسان مخفی بماند. بدين جهت مورّخان از قرن سوّم هجري تاكنون در اين‌باره، نظريات گوناگوني اظهار داشته‌اند.
استاد مطهّري عقيده داشت كه در مأمون متمايل به تشيّع بوده است. نه اينكه شيعه مذهب بوده است. چون مأمون عالم و دانشمند بود و به مباحث عقلي و استدلالي علاقه داشت، به همين خاطر كه شيعه هم بر پايه عقل و استدلال استوار بود، به شيعه متمايل بود. عين عبارت استاد مطهّري اين است كه مي‌فرمايد: «در اينكه در مأمون تمايل روحي و فكري هم به تشيع بوده باز بحثي نيست.»

بنابراین نمی توان با قاطعیّت شیعه بودن مأمون را مطرح کرد ولی از احوالات مأمون اینگونه بر می آید که علاقه ی زیادی به تشیّع و معارف شیعی داشته است.

1. تاريخ تشيّع در ايران، ص280.